تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
چيز ديگر و در عرض او ، حبّ و لطف او حبّ و لطف خداست . قهر و جبروت او قهاريّت و جباريّت خداست علم او بر اسرار عالم وجود ، علم و اطّلاع و اشراف خداست و همينطور . حضرت مولانا جلال الدّين رومى - قدّس سرّه العزيز - مىفرمايد :
گفت نوح اى سركشان من من نىام * من ز جان مرده به جانان مىزىام چون بمردم از حواس بوالبشر * حقّ مرا شد سمع و ادراك و بصر چون كه من من نيستم اين دم ز هوست * پيش اين دم هر كه دم زد كافر اوست گر نبودى نوح را از حق يدى * پس جهانى را چرا بر هم زدى صد هزاران شير بود او در تنى * او چو آتش بود و عالم خرمنى [ 1 ]

نكته ادبى موجود در آيات داله بر خلق آدم

نكته ادبى كه در اين آيه شريفه است اينكه : تعليم اسماء كلّيّه الهيّه در نفس حضرت آدم چنانچه گذشت فقط ياد دادن كلمه‌اى و حروفى آن اسم نيست بلكه وارد نمودن حقيقت كلّى آن اسم يعنى وجود خارجى آن اسم و صفت كلّى در باطن و ضمير آدم است كه به نحو وجود درّاك و حىّ و فعّال و داراى عقل و تأثير كلّى بوده كه تمام نشآت عوالم مختلفه را در حيطهء ولايت و اشراف خود در سيطره دارند و لذا در ارجاع ضمير از لفظ ( هم ) كه مختص عقلاء است استفاده شده است و اگر مقصود از لفظ ( هم ) صرفاً يادگيرى اسماء اين حقايق بود نه
هامش
[ 1 ] - مثنوى معنوى ، دفتر اول .
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 151 | السيد محمد محسن الطهراني