رسول خدا با يك اراده ماه را به دو نيم كرده سپس آن دو را به هم متّصل مىنمايد [ 1 ] و وصىّ بر حقّش على مرتضى دو بار كرهء خورشيد را از حركت باز نگه مىدارد و او را از جاى خود حركت داده به مكان گذشته برمىگرداند سپس آن را به جاى خود باز مىگرداند [ 2 ] و همينطور نسبت به علم و اطّلاع بر اشياء نفس ولىّ مجراى تعلّق علم كلّى و احاطى حضرت حقّ مىشود .
مگر در حديث قدسى نيامده است :
عبدى اطعنى حتّى اجعلك مثلى اقول لشىءٍ كن فيكون و تقول لشىءٍ كن فيكون . [ 3 ]
« اى بنده من فقط مرا عبادت كن و مرا در همه جا مدنظر خود قرار بده تا بدانجا تو را برسانم كه مانند خود گردانم . من به يك شِىء مىگويم : بوده باش و او هست مىشود ، تو نيز به يك شِىء مىگوئى بوده باش و او هست خواهد شد . »
پس منظور از تعليم اسماء اين است كه خداى متعال حقيقت آدم را به نحوى خلق كرد كه آن حقيقت مىتواند همان خاصيّت و همان تأثير و همان ظهورى را كه اسم كلّى عليم و يا قدير و يا جبّار و يا خلّاق و يا رئوف و يا رازق و يا عطوف و يا مصوّر و . . . در عالم وجود و امكان محقّق مىكند و مظهر خود را در عالم شهادت و اعيان به نمايش درمىآورد نفس انسان كامل نيز همان كار را خواهد كرد ، يعنى او بر هر چيز علم و اطّلاع خواهد داشت ، او بر خلق هر چيز قادر و توانا خواهد بود ، او بر عطاء و رزق بر موجودات قادر و توانمند خواهد بود و او بر قهر و غلبه بر اشياء و موجودات قادر مىباشد و همينطور .
اراده ولىّ كامل همان اراده خداست
در اينجا ديگر دو اراده نيست بلكه اراده ولىّ كامل همان اراده خداست نه
هامش
[ 1 ] - البرهان فى تفسير قرآن ، ج 5 ، ص 214 إلى 217 .
[ 2 ] - من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 203 و 204 ؛ الكافى ، ج 4 ص 562 .
[ 3 ] - به كتاب عدة الداعى و نجاح الساعى ، ص 310 مراجعه نمائيد .