بيمارى ( جهل و گمراهى و گيجى و منگى و راه نداشتن به سوى رستگارى و خام و بىحاصل ماندن و از دست دادن فرصتها براى وصول به فعليّت و انكشاف اسرار عالم وجود و معرفت شهودى ذات پروردگار ) از خود تست ولى چه سود كه هيچ از آن خبر ندارى .
اى انسان بدان : كه تو همان كتاب نفسى و آشكار كنندهء اسرار اسماء و صفات پروردگارى كه با بروز صفات و ملكات كه ناشى از تجلّى ذاتى حضرت حق در نفس و قلب و ضمير تست باطن و كمون خود را آشكار و برملا مىسازى .
آيا گمان بردهاى كه تو همين يك مشت خاك اندك و بىارزشى ؟ ! درحاليكه خداى متعال در وجود تو عالم اكبر را به وديعه و امانت گذارده است . »
و به همين دقيقه باز مىگردد كلام حكماى الهى كه فرمودهاند :
الحكمة صيرورة الإنسان عالما عقليا مضاهيا للعالم العينى
الحكمة صيرورة الإنسان عالماً عقليّاً مضاهيا للعالم العينى . [ 1 ]
حكمت به اين حقيقت باز مىگردد كه انسان به واسطه رياضات و مراقبات روحانيّه و تطبيق اعمال و رفتار بر منهاج حقّ و صراط مستقيم و متابعت از دستورات راستين اولياى الهى و دورى گزيدن از متابعت نفس امّاره و رها نمودن اشتغال به دنياى دنىّ و توغّل در شهوات و رياسات و انانيّتها و برترى طلبىها ، نفس او داراى مقام نورانيّت فعليّه و روحانيّت جامعه گردد و همه اسرار عالم وجود بر نفس او منكشف و آشكار شود و هر آنچه در عالم خارج و عينى محسوس و ملموس و غير محسوس است در ضمير و قلب مستنير او ظاهر شود و از اين جهت يك احاطه علمى نسبت به كلّ حوادث و پديدههاى عالم وجود ازلًا و سرمداً در او حاصل شود و اين حقيقت همان فعليّت بخشيدن و به ثمر
هامش
[ 1 ] - شرح المنظومه ، ج 2 ، ص 50 .