تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
گفت : آن يار كزو گشت سر دار بلند * جرمش اين بود كه اسرار هويدا مىكرد فيض روح القدس ار باز مدد فرمايد * دگران هم بكنند آنچه مسيحا مىكرد گفتمش سلسله زلف بتان از پى چيست * گفت حافظ گله‌اى از دل شيدا مىكرد [ 1 ]

انسان بواسطه فناى ذاتى مستحقّ وصول به معرفة الذات مىباشد

و لذا خداى متعال به واسطه قابليّت ذاتى انسان براى فعليّت بخشيدن به اسماء و صفات الهى در وجود خود او را مستحقّ وصول به معرفة الذّات به واسطهء فناء ذاتى در ذات خود گردانيد و اين همان مقام خليفة اللهى است كه با آن بر ملائكه فخر فروشيد و خطاب : من مىدانم آنچه را كه شما نمىدانيد ، به اين جهت و امتياز برمىگردد . و ملائكه از اين نكته غافل بودند زيرا سعهء وجودى آنان اجازهء ادراك اين حقيقت را در وجود انسان نمىداد و آنها فقط به ساير جنبه‌هاى انسان اشراف و اطّلاع داشتند نه به اين حيثيّت و جنبه كمون اسماء و صفات الهى به نحو كلّى و جمعى در وجود او . و كلام منسوب به أميرالمؤمنين عليه‌السّلام در تبيين حيثيّت علمى انسان به همين قضيه اشاره دارد كه مىفرمايد :
دوائك فيك و ما تبصر * و دائك منك و لا تشعر و أنت الكتاب المبين الذى * بأحرفه يظهر المضمر أتزعم أنّك جرم صغير * و فيك انطوى العالم الأكبر [ 2 ]
« داروى درمان تو در وجود خود تست ولى از آن اطّلاعى ندارى . و
هامش
[ 1 ] - ديوان حافظ ، غزل 111 . [ 2 ] - ديوان امام على عليه‌السّلام ، ص 175 ، با اندكى اختلاف .