مرحوم والد - رضوان الله عليه - مىفرمودند :
مباحثه مرحوم علّامه طهرانى با مرحوم آية الله خوئى در تفسير آيات خلق آدم
هنگام ورود به نجف جهت تحصيل علم و معارف الهى و كسب فضايل از آستان عرش بنيان حضرت مولىالموحّدين أميرالمؤمنين عليهالسّلام در اوّلين شب به حوزهء درس تفسير مرحوم آية الله خوئى - رحمة الله عليه - رفتم ، از قضا ايشان همين آيه را تفسير مىكردند و در ضمن تفسير گفتند : مقصود از تعليم اسامى به حضرت آدم همين اسامى اشياء مثل نباتات و حيوانات و غيره است زيرا حضرت آدم چون تازه به لباس انسانى و بشرى خلق شده بود طبعاً اطّلاعى از گياهان و حيوانات و غيره براى گذران زندگى نداشت و ممكن بود در بقاء و ادامه حيات به اشكال برخورد نمايد ! !
ايشان ( مرحوم والد ) مىفرمودند : ما شروع كرديم به اشكال كه اين تفسير آخر چه معنائى دارد و چگونه با آن منّت الهى بر آدم و فخر بر ملائكه سازگار است و چطور خداوند مىفرمايد : حال ديديد كه من چيزهائى مىدانم كه شما نمىدانيد ؟ آيا اسم گوجه و بادمجان و كدو چيزى است كه در علم مكنون و سرّ مستتر پروردگار از مختصّات ذات و منحصر در اطّلاع او باشد ؟ آيا اين معنا به فكاهى شبيهتر نيست تا يك كلام متين و متقن علمى ؟