كمال رفاه و آرامش و رعايت قانون و احترام به حقوق افراد و شهروندان و برخوردارى از آزادى در مسايل شخصى و اعتقادات مذهبى و عدم تعدّى به حدود و ثغور ديگران و وجود زمينه رشد و صلاح براى نيل به مراتب علمى و اجتماعى و اقتصادى و وجود امنيّت قضائى و احقاق حقّ و ابادهء ظلم زندگى مىكنند و هيچ فساد و افساد و قتل و خونريزى نيز پيش نمىآيد و همه افراد از وجود قانون در همه مراتب و جوانب زندگى كاملًا راضى و خُرسند و دلشاد مىباشند با وجود اينكه اينان موجوداتى زمينى و داراى قواى غضبيّه و شهويّه مىباشند . و بالعكس در بسيارى از كشورهاى اسلامى با وجود قانون و حكم اسلام ، تعدّى و تجاوز به حقوق افراد و شهروندان و حكومت زورمدارى و ترفّع و برترى طلبى و محروميّت از حق انتخاب و آزادى و سلب اختيارات و سلطهء زر و زور و تزوير بر حقّ و عدالت و و و موجود مىباشد ، دوران حكومت غاصبانه خلفاء ثلاثه پس از رسول خدا و زمامداران اموى و بنىمروان و بنىعباس خود شاهد صادقى است بر اينكه ملاك وجود يك حكومت عادله ، نفس قوانين اسلام و مقرّرات الهى نيست بلكه خصوصيّات و شاخصههاى زعما و حكّام و متولّيان امر است كه مرز بين اين دو نوع حكومت و سلطه را تعيين مىنمايد .
حقّ و عدالت معزّز و ارزشمند است هر كجا مىخواهد باشد ، و ظلم و بيداد محكوم و مطرود است هر كجا و هر زمانى كه باشد .
و اشكال ديگر بر فرمايش علّامه اينكه :
حتّى در صورت عدم وجود قوّهء عاقله و رعايت منافع بقاء حيات و ساير ملاحظات نفس ، وجود قوهء غضبيّه و شهويّه منتج تجاوز بشر و تعدّى به حقوق و در نتيجه فساد و قتل نيست ، زيرا قوهء غضبيّه جهت دفع مانع است كه موجب انبعاث متحرّك به سمت متعدّى است امّا خود او موجب تجاوز و تعدّى نيست و همينطور قوهء شهويّه موجب تحريك انسان به سمت و سوى جاذب نفس جهت
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 136
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص١٣٦