كلام مرحوم علّامه طباطبائى ذيل آيات خلق آدم
هامش
روى زمين فساد كند و خونريزى نمايد ، درحاليكه خود را سزاوارتر از بنىآدم مىشمردند و متذكّر شدند : و ما تسبيح و حمد تو را به جاى مىآوريم و تو را تقديس مىنمائيم . به جهت اين بود كه حقيقت معنى الهيّت و اوصاف ربانيّه كه از اختصاصات تركيب و هيأت اجتماع بين دو عالم مجرّد و مادّه در دو نشئه وجودى است براى آنان كشف نشده بود ، درحاليكه نسبت به كردار و رفتار حيوانى كه از او به افساد و افعال درندگان كه به خونريزى تعبير كردند آگاه بودند ، زيرا اين دو از اختصاصات و امتيازات قوّه شهوت و غضب هستند كه وجود آن دو به واسطه تعلّق روح به بدن ضرورى مىباشد . و نيز به منزّه بودن و مبرّى بودن خودشان از اين كردار و رفتار ناشايست كاملًا مطّلع بودند ، زيرا هر طبقه و مرتبه از ملائكه نسبت به طبقه پائينتر از خود و نيز بر ذات خود اشراف دارد امّا نسبت به مرتبه بالاتر از خود اشراف و اطّلاع ندارد . پس آنان مىدانند كه خواهى نخواهى به واسطه تعلّق روح از مرتبه نورانى و عالى خود به بدن كه مرتبه نازل آن است و با ظلمت و كدورت آميخته شده است بايد يك واسطهاى بين اين دو مرتبه وجود داشته باشد كه با هر دو جنبهء تجرّد روح و تجسّم بدن سازگار باشد كه آن عبارت است از نفس ، كه پناهگاه هر شرّ و ناپاكى و سرچشمهء هر فساد و تباهى مىباشد . و امّا ديگر نمىدانند كه اين جنبهء تركيب و امتزاج حقيقت انسانى از دو نشئه و دو مرتبه از عالم مجرّد و مادّه قادر و مستعدّ براى جلب و جذب نور الهى مىباشد كه سرّ كلام الهى كه مىفرمايد : من مىدانم چيزى را كه شما نمىدانيد ، در همان نهفته است . »
در اين مطلب ايشان حقيقتى است رفيع و دقيقهاى است عرشى كه هر چه در عالم ناسوت صورت مىپيوندد اصل و اساس آن قبلًا در نشآت بالاتر وجود پيدا مىكند تا نوبت به ظهور آن در همين عالم برسد . پس قبل از ظهور آن در اين عالم حتماً و قطعاً آن صورت در نشئههاى قبل از آن و بالاتر از آن وجود دارد و اين حقيقتى است غير قابل انكار چنانچه به اين مسأله قبلًا اشاره شد ، امّا اشكال و اعتراضى كه بر ايشان وارد است اينكه : با وجود اعتراف و اقرار به يكچنين حقيقت لايُنكَر و رفيع چطور اطّلاع ملائكه را باز به وجود قوهء غضبيّه و شهويّه برگرداندهاند و به صرف تركّب انسان از اين دو قوّه حكم به ايجاد فساد و خونريزى نموده است درحاليكه مذكور گشت هيچ رابطه منطقى بين اين دو مسأله وجود ندارد . اقرار و اعتراف به وجود صور ملكوتيّه و برزخيّه اعيان خارجى و اشياء مادّى موجب علم و اطّلاع بر حوادث خارجى قبل از تكوين آنها خواهد بود .
* - تفسير منسوب به ابن عربى ، ج 1 ، ص 25 .