تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
ثانياً : احساس ملائكه و كيفيّت تعلّقشان به عالم مادّه كه با چشم و گوش و اعضاء و جوارح مادّى نيست . حقيقت ملائكه حقيقت نوريّه و از سنخ مجرّدات است و حقيقت مجرّده در تعلّق به شىء ديگر با حقيقت مثالى و ملكوتى آن شىء ارتباط پيدا مىكند نه با جسم و بدن عنصرى و مادّى او ، بنابراين ملائكه براى اطّلاع از خصوصيّات عالم مادّه نياز ندارند از عالم تجرّد خود مانند كبوتران بال بزنند و به عالم مادّه سرازير شوند تا با چشمان خود به حوادث و قضاياى اين عالم پى ببرند زيرا عالم مادّه كه زير عالم مجرّد نيست و اصلًا حكم زمان و مكان را به عوالم مجرّده سرايت دادن عقلًا محال است و اين دو عالم از دو مقوله مختلف و متفاوت‌اند ، يكى معلول و مقهور زمان و مكان است و ديگرى قاهر و ما فوق زمان و مكان و چه ربطى بين اين دو مقوله وجود دارد . كيفيّت اطّلاع ملائكه بر حوادث زمين ارتباط آنها با ملكوت اين حوادث است نه به خود جنبهء فيزيكى و مادّى اين حوادث همچون بشر . ثالثاً : در اين آيه خداوند تصريح دارد كه اين خلقت جديد با ساير خلقهاى من متفاوت است . در مورد خلقهاى پيشين چه از اجنّه و چه از نوع و شبيه انسان صحبت از خليفه و جانشين نبوده و طبعاً آنها داراى خصوصيّات اخلاقى و ملكات و صفات خاصّى بودند امّا درباره اين پديده جديد و خلقت ممتاز مىفرمايد : إِنِّى جاعِلٌ فِى الْأَرْضِ خَليفَة . من قصد دارم جانشين يعنى نماينده و آشكار كنندهء صفات و اسماء خود را بيافرينم . آيا اين مسخره نيست كه ملائكه نسبت به خلقتى كه جانشين خدا است و اسماء و صفات او را به منصّه ظهور و بروز درمىآورد بگويند : اينها افراد مفسد و خونريز و لاابالى هستند و به چه درد تو مىخورند ؟ ما كه به حمد و تسبيح و تقديس تو مشغول هستيم ديگر از اين خلقت چه مىخواهى ؟ آيا اين سؤال در شأن ملائكه هست ؟

كلام مرحوم ملا عبد الرّزاق كاشانى ذيل آيات خلق آدم ( ت )

اين مسايل مبيّن اين واقعيّت است كه ملائكه دقيقاً از افعال و اعمال و