هامش
بنزاهة ذواتهم و تقدّس نفوسهم عن ذلك ، إذ كل طبقة من الملائكة المقدّسة تطلع على ما تحتها و ما فى أنفسها و لا تطلع على ما فوقها ، فهى تعلم أنه لا بدّ فى تعلق الروح العلوى النورانى بالبدن السفلى الظلمانى من واسطة تناسب الروح من وجه ، و تناسب الجسم من وجه ، هى النفس ، و هى مأوى كل شرّ ، و منبع كل فساد . و لا تعلم أن الجمعية الإنسانية جالبة للنور الإلهىّ الذى هو سرّ : ( إِنِّى أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ ) *
( إِذْ ) در اين آيه اشاره است به مرتبهء سرمديّت كه از بىانتهائى گذشته تا بىحدّ و مرزى آينده ، گسترش دارد . و مقصود از قول در آيه عبارت است از القاء كردن تعلّق خواست و اراده پروردگار به ايجاد آدم در ذاتهاى قدسيّه جبروتيّه كه همانا ملائكه مقرّبون و ارواح مجرّده هستند و نيز ذاتهاى ملكوتيّه كه عبارتند از نفوس آسمانى .
زيرا هر چه در عالم مادّه حادث مىشود صورتى از آن قبل از خلقت در عالم روح كه عالم قضاء سابق است وجود دارد ، و پس از آن در عالم غيب كه قلب عالم است و از او به لوح محفوظ تعبير مىشود و پس از آن در عالم نفس است ، يعنى نفس عالمى كه به عالم محو و اثبات ناميده شده است و در قرآن كريم به آسمان دنيا تعبير شده است . چنانچه مىفرمايد : و هيچ چيزى در عالم وجود ندارد مگر اينكه اصل و ريشه و سرچشمه آن نزد ما محفوظ است و ما به مقدار مشخص از آن در اين عالم ايجاد مىكنيم .
پس اين است كلام الهى به ملائكه : من در روى زمين جانشين قرار دادهام .
حال كه چنين است حال خود را در نزد خود ارزيابى نما و بدان كه هر چيزى از اعمال و افعال تو كه از اعضاى بدن تو سر مىزند كه در عالم مادّه و شهادت ظهور مىيابد از گفتار و كردار براى او وجودى در روح تو است كه آن روح مقام غيبالغيب تو مىباشد .
سپس آن عمل در مقام غيب تحقّق مىيابد و سپس در نفس تو كه مقام غيب نازل و پائين تو مىباشد و در آسمان دنياى تو خواهد بود آنگاه بر اعضاى بدنت ظاهر و آشكار مىگردد و جعل پروردگار هم شامل ايجاد در مجرّدات و هم عالم مادّه هر دو مىشود و لذا خداوند نفرمود : خالق ( بلكه فرمود : جاعل ) زيرا انسان از دو جنبهء مجرّد و مادّه پيدا شده است ، انسانى كه جانشين من است و اخلاق مرا در خود دارد و اوصاف مرا حاصل نموده است و امر و ارادهء مرا تنفيذ مىكند و خلق مرا راهبرى مىنمايد و امور آنان را تدبير مىكند و نظام ايشان را استوار مىگرداند و آنان را به سوى طاعت و انقياد از من فرا مىخواند .
وامّا علّت اينكه ملائكه اعتراض كردند و گفتند : آيا مىخواهى كسى را بيافرينى كه در