مىپردازد و اين تنازع منجر به افساد و قتل و غارت و ويرانى مىشود لذا ملائكه با اطّلاع بر صورت برزخى و حقيقت مثالى انسان به خداى متعال اعتراض مىنمايند كه چه حكمت و داعى در اين خلقت وجود دارد ، خلقتى كه دائماً با نزاع و تخاصم و جنگ و اغتصاب اموال و اعراض توأم است .
برخى از غير مطّلعين گمان كردهاند علّت اينكه ملائكه نسبت به خلقت انسان اعتراض مىكنند و آن را مغاير با حكمت بالغه پروردگار در كيفيّت خلق اشياء مىدانند ، اين است كه خداوند متعال قبل از انسان جنّ را خلق نمود و خلقت جنّ در روى زمين توأم با نزاعها و گرفتاريها و مشكلات بوده است و ملائكه اين مسائل را با چشم خود مشاهده مىكردند و لذا در خلقت انسان نيز آمدند و انسان را قياس به جنّ كردند و چنين گمان كردند كه انسان هم با همان كيفيّت و مرام در زمين زندگى خواهد نمود .
اين سخن به غايت سست و بىپايه است زيرا اوّلًا : ملائكه وجودشان وجود عقلانى و مجرّد است و حقيقتى كه داراى اين خصوصيّت است هيچگاه يك امر مهمل و لغو و عبث در وجودش تحقّق پيدا نمىكند بلكه حقيقت او عين منطق و عقل و انطباق با واقع است ، اينكه وجود جنّ قبل از خلقت انسان همراه با جنگ و خونريزى بوده است چه ربطى به خلقت و وجود انسان دارد و به چه حجّت و ملاكى ملائكه قبل از معرفت و رؤيت انسان مىتوانند نسبت به اين خلقت به خداوند متعال اعتراض و ايراد نمايند ، اين حرف از يك فرد عادى قبيح است چه رسد به ملائكه مقرّب كه اصلًا حقيقتشان حقيقت نوريّه و تجرّديه است و جا داشت كه خداوند در جواب آنها بفرمايد : شما كه هنوز آنها را نديدهايد چرا در قضاوت عجله كردهايد و سخن گزاف راندهايد ؟ كمى صبر كنيد ببينيد اينها مانند اجنّه در طول حيات به تخاصم و نزاع برمىخيزند يا نه . و لذا به طور كلّى اصل اين اعتراض با نفس خلقت ملائكه در تعارض است .
افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 127
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص١٢٧