تخطي إلى المحتوى الرئيسي

افق وحى (نقد نظريه دكتر عبد الكريم سروش درباره وحى) (فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
يك اراده و سپس ارادهء ديگر ندارد ، احتياج به خلقت يك موجود و سپس موجود ديگر ندارد احتياج به انصرام زمان و آمدن زمان بعد ندارد تمام اينها مربوط به موجودات مادّى است خداى متعال كه اراده‌اش ما فوق مادّه و مشيّتش ما فوق زمان و مكان است و زمان و مكان هر دو بر فرض وجود خارجى ، معلول اراده و مشيّت او بر حوادث مادّى هستند . و تا مادّه وجود نداشته باشد زمان و مكان وجود نخواهند داشت ، بلكه آن دو معلول وجودات مادّى هستند پس چگونه ممكن است ذات اقدس حقّ در تعلّق اراده‌اش بر خلق موجودات از زمان و مكان براى تحقّق ايجاد كمك بگيرد درحاليكه ذات او ما فوق مادّه است و مجرّد از هر تعيّن و تشخّص خارجى است . بر اين اساس وجود حقيقى و واقعى اشياء تا قبل از تحقّق مادّى از عوالم غيب گرفته تا وجود برزخ و مثال مخلوقات همه و همه بالفعل موجود و در عالم خود مستقّر و ثابت مىباشند و امّا وجود مادّى در عالم ظهور و شهادت احتياج به گذشت زمان و تحقّق شرائط مادّى و طبعى خود را دارد . در اينجا است كه معناى آيات گذشته به خوبى واضح و روشن مىشود و كيفيّت اطّلاع پروردگار بر غيب سماوات و زمين و يا در اختيار داشتن مفاتح و كليدهاى عالم غيب ، حقيقت خود را آشكار مىسازد و روشن مىشود كه تمام عالم خلقت بالفعل و در حال حاضر همه و همه بدون يك سر سوزن جا افتادگى و از قلم افتادگى در عوالم مجرّده در سلسلهء علل موجود مىباشند چه آنچه تا به حال لباس وجود خارجى پوشيده و چه آنچه بعدها به وجود خواهد آمد همه آنها به وجود مجرّده خود و صورت مثالى و برزخى موجود مىباشند ، الّا اينكه برخى از آنها پا به عرصهء اين دنيا گذاشته‌اند و برخى هنوز وقت آمدنشان به اين دنيا نرسيده است . و لذا مشاهده مىكنيم اين همه افرادى كه در خواب از مسايل و حوادث