آينده و يا گذشته باخبر مىشوند از روى چه جهت و علّتى مىتواند باشد ، شايد اين مسأله براى همهء ما در طول زندگى اتفاق افتاده باشد و كم و بيش از وقوع بعضى از حوادث چه به صورت صريح و شفّاف و يا به صورت غير صريح مطّلع شده باشيم . براى اين بنده دهها مورد تا به حال اتّفاق افتاده است ، كه البته اين مطلب چيز مهمّى نيست و چنانچه عرض شد شايد براى همه بوده باشد .
توقّف تحقّق هر علّتى بر سلسله امور موجِده آن
نكتهء فوق العاده مهمّ و حائز اهميّت آنكه :
در سلسلهء علل و معلولات كه از عالم اسماء پروردگار نشأت مىگيرد وجود هر علّت متوقّف و مشروط به يك سلسله امورى است كه هركدام آنها در تحقّق اين علّت به عنوان علّت تامّه نقش اساسى دارند چنانچه اين مسأله در قانون علّيّت در همين عالم مادّه و دنيا جارى است مثلًا براى اينكه يك تصادف در فلان خيابان در نقطهء خاصّ انجام شود چه بسا صدها قضيّه بايد صورت پيدا كند تا اين حادثه به وجود آيد و وجود حتّى يك عامل و يا عدم تحقّق يك عامل در اين سلسلهء گسترده علّيّت موجب عدم تحقّق اين حادثه خواهد شد ، و علّيّت ساير قضايا ناقص و بىفائده خواهد ماند .
مثلًا اگر قرار است فلان شخص سر ساعت خاصّ و لحظهء معيّن در فلان نقطه با ماشين مشخّص تصادف كرده و فوت نمايد ، براى تغيير و تبديل اين حادثه كافى است همين كه از منزل بيرون مىآيد در سر راه خود به يكى از دوستانش برخورد كند و به مدّت دو دقيقه از رفتن باز بماند ، در اين صورت ابداً امكان ندارد اين حادثه در فلان نقطه اتّفاق افتد و مسأله صورت ديگرى به خود خواهد گرفت و بر همين قياس دهها و بلكه صدها حادثهاى كه هركدام نقش تعيين كنندهاى در به وجود آمدن و يا منتفى شدن اين واقعه مىتوانند داشته باشند .
در نظام علّيّت به عينه همين مسأله وجود دارد ، براى اينكه اين حادثه كه