بعدى و خود معلول مرتبهء قبلى مىباشد و در رتبهء خود عالمى را مطابق و مُسانخ با همان كيفيّت اسمى و يا وصفى و يا فعلى به وجود مىآورد و چه بسا بين دو مرتبه از اسم و صفت و يا صفت و فعل مراتب مختلفى موجود است .
عدم توقّف صدور اراده و مشيّت حقّ تعالى بر زمان و مكان
صدور اراده و مشيّت از ناحيه ذات از آنجا كه متوقّف بر زمان و مكان نمىباشد ، زيرا مسأله زمان و مكان مربوط به حوادث و پديدههاى مادّى و طبيعى است ، در تمام مراحل علّيت و معلوليّت در عوالم مختلف تا عالم برزخ و مثال تماماً به نحو ثابت و لايتغيّر موجود مىباشد زيرا نفس علم پروردگار به موجوديّت يك موجود مساوى با خلق و ايجاد آن است و تخلّل و افتراق علم بارى تعالى از معلول و معلوم عقلًا ممتنع و محال مىباشد . بنابراين در سلسلهء علل و معلولات از مقام علم بارى و تعلّق اراده و مشيّت بر ايجاد آن تا وقتى كه منتهى به وجود خارجى طبعى و مادّى نشود همگى در عالم ابداعيات به طور ثابت و پايدار ايجاد خواهند شد زيرا وجود آنها متوقّف بر زمان و مكان نيست كه در وجود محتاج به تدريج و گذشت زمان باشند بلكه وجود آنان وجودى دفعى و يكباره است و لذا در قرآن كريم مىفرمايد :
وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَة كَلَمْحٍ بِالْبَصَر . [ 1 ]
« اراده ما بر خلقت اشياء احتياج به تعدّد و مرور زمان و تدريج ندارد بلكه يك اراده ، همهء عالم خلق را بدون ذرّهاى كم و زياد به وجود آورده است . »
مسأله حصول تدريجى و خلقت در عالم مادّه اختصاص به ما موجودات مادّى دارد . ما تا يك چيز را به وجود نياوريم قادر بر ايجاد موجود ديگر نخواهيم بود و در آنِ واحد ارادههاى متعدّده نسبت به امور متعدّده از ما ساخته نيست ، ولى ذات اقدس حقّ براى خلقت اشياء احتياج به زمان ندارد احتياج به گذشت
هامش
[ 1 ] - سوره القمر ( 54 ) آيه 50 .