كشيدن قليان شود ، آيا به شما بر نمىخورد ؟ گفت : چرا ! آنگاه فرمودند : الآن اين قارى مشغول تلاوت قرآن است و شما مشغول كشيدن قليان ! آيا كلام خدا از كلام شما پستتر و نازلتر و بىارجتر است كه اين گونه بىاعتنا به كلام الهى مشغول صحبت با اين و آن بوده و به كشيدن قليان و خُرخُر كردن اشتغال داريد ؟ ! شما ديگر دم از اسلام و حرمت ذكر پروردگار نزنيد ! شما ديگر دايهء دلسوزتر از مادر نباشيد ! لازم نيست شما با اين كيفيّت براى اسلام دل بسوزانيد ! اسلام دلسوز دارد ، و چه و چه . . .
در اين هنگام يكى از بستگان معمّم ايشان جلو مىآيد و به مرحوم علّامه طهرانى مىگويد : آقا شما اين را بدانيد كه در اين مسأله هيچ كس جز آية الله آقا سيّد احمد خوانسارى با شما موافق نيست . لذا اينقدر اصرار بر مسأله نفرمائيد ؛ فائدهاى ندارد .
مرحوم مطهّرى نسبت كلام معروف : انّما الحَيوهءُ عَقيدَهءٌ و جِهادٌ را . . .
نظير ممشاى مرحوم علّامه بر تحفّظ شاخصههاى مكتب و جدا نمودن صحيح از سقيم كلامى است از مرحوم آية الله مطهّرى - رحمة الله عليه - در يكى از منبرهايشان كه فرموده بودند :
« اين كلام معروف : إنَّما الْحَيَوةُ عَقيدَةٌ وَ جِهادٌ را كه به حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام نسبت ميدهند صحيح نيست . زيرا اگر منظور از حيوة ، حيات دنيوى باشد ، كه با محمول سازگارى ندارد ؛ و اگر منظور حيات اخروى و حيات طيّبه و بالأخره حيات خدا پسندانه باشد ، لازمهاش دارا بودن عقيدهاى درست و صحيح و واقعى و در مسير وصول به كمالات و غايات انسانى است ، نه هر عقيده و مرام و مكتبى ولو مكاتيب الحادى و كمونيستى . و الّا آنها هم داراى مرام و عقيده و اهدافى هستند ، و چه بسا موجّه و به ظاهر عامّه پسند و جاذب . و « عقيدة » نكره است و دلالتى بر كيفيّت و نوع عقيده و مكتب خاصّى ندارد . » - انتهى .
اين كلام گفتارى است بسيار متين ، و سخنى است بغايت استوار . زيرا آنچه كه در اسلام مُمضى و پسنديده است ، انطباق اعمال و كردار آدمى با موازين شرع و فرامين