عبث و جزاف به بسيارى از مخلوقات عالم امكان و صنع پروردگار مىدهد .
نتيجهء ملاحظهء ثانيه اين شد كه : تمامى موجودات از جمله افراد انسان بر اساس هدفى مشخّص و غايتى مقصود و معلوم و خاصّ خلق شدهاند ، و هر كسى داراى حساب و كتاب و پروندهء مخصوص به خود مىباشد ، و روش و منش وجودى و تربيتى فردى را نمىتوان به سايرين تسرّى داد ، و قياس يكى بر ديگرى خطاى فاحش مىباشد .
هدايت الهى منحصر در ارسال رسل و انزال كتب نيست
ملاحظهء ثالثه :
چنانچه خلقت عالم امكان و از جملهء آن انسان بر اساس غايت و ارادهء حضرت حقّ بدون هيچ نحو از اختيار و انتخاب خودِ فرد تحقّق يافته است ، كيفيّت حيات و سير او در عالم طبع نيز بر اساس همان غايت و غرض از تكوّن و وجود او شكل خواهد گرفت ؛ چنانچه در آيهء شريفه مىفرمايد :
( ما مِنْ دَابَّة إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّى عَلى صِراطٍ مُسْتَقيم ) ؛ [ 1 ]
و آيهء ديگر مىفرمايد : ( رَبُّنَا الَّذى أَعْطى كُلَّ شَىْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى ) . [ 2 ]
شىء در اين آيه عامّ است و جميع اشياءاز مجرّده و مادّيه را در عالم وجود شامل است و فقط اختصاص به انسان ندارد . و مقصود از هدايت همان وصول به غايت و غرض از تكوّن اوست ، چنانچه قبلًا مذكور شد .
يكى از طرق هدايت و ارشاد و تربيت در اين عالم انبعاث انبياء الهى و اولياى معصومين سلام الله عليهم اجمعين مىباشد كه از آن به وجود وسائط بينالحقّ و الخلق تعبير مىآورند ؛ آيهء شريفه در اين باره مىفرمايد :
( هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً * إِنَّا خَلَقْنَا
هامش
[ 1 ] - سوره هود ( 11 ) ذيل آيه 56
[ 2 ] - سوره طه ( 20 ) آيه 50