تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اجماع (فارسى) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
باد را بى چشم اگر بينش نداد * فرق چون مىكرد اندر قوم عاد چون همى دانست مؤمن از عدو * چون همى دانست مى را از كدو آتش نمرود را گر چشم نيست * با خليلش چون تجشّم كردنى است گر نبودى نيل را آن نور ديد * از چه قبطى را ز سبطى مىگزيد گر نه كوه و سنگ با ديدار شد * پس چرا داود با او يار شد اين زمين را گر نبودى چشم جان * از چه قارون را فرو خورد آنچنان گر نبودى چشم دل حنّانه را * چون بديدى هجر آن فرزانه را [ 1 ]
بنابراين مقتضاى نظام أحسن تكوّن هر موجودى از جمله انسان در جايگاه خود و وصول به غايت وجودى خود بر اساس علم عنائى حضرت حقّ است ، چه اينكه فردى صدها سال عمر كند و يا اينكه در سنين طفوليّت از اين دنيا برود و يا به حدّ كمال انسانى نرسيده قبل از تولّد راهى ديار آخرت شود ، در تمامى اين انواع و اختلاف اشكال فقط يك چيز و آن غايت و نهايت مطلوب آن شىء مقصود و منظور مىباشد ؛ نه اينكه اين امور از مسألهء غايت مستثنى شده و فقط بر تعداد اندكى صادق و منطبق است . ظهور اسماء و صفات الهى در مظاهر مختلفهء عالم صنع موجب اختلاف در شواكل و بروز أشكال و صور گوناگون و ذاتيّات و آثار متفاوت است ، و هر مخلوقى براى جهتى و غايتى خاصّ خلق شده است ، و چه در اين دنيا و يا در عالم پس از اين به همان رتبه و درجهء از كمال خويش خواهد رسيد . و عدم اطّلاع و معرفت ما نسبت به غايات اشياء ناشى از ضعف ادراك و قصور در بصيرت و بينش ما است ، و جز ذات اقدس حضرت حق و اولياى رفيع المنزلهء او كسى از سرّ عالم خلق مطّلع نخواهد شد ، و بر اساس پندارهاى كودكانه نسبت
هامش
[ 1 ] - مثنوى معنوى مولوى ، طبع ميرخانى ، دفتر 4 ، ص 384