تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اجماع (فارسى) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
باشند ! و چگونه مىتوان نبوغ و استعداد غير متعارف افرادى نظير بوعلى و صدرالمتألّهين و خواجه نصير و علّامهء حلّى را از تمامى آحاد بنى آدم انتظار داشت ، چه اينكه تصوّر ميزان قدرت و قوّت عضلانى در پهلوانان ميدان رزم از اين بزرگان تصورى بيهوده و عبث است ! و يا در ميزان عمر كه عنايت و لطف حقّ نسبت به هر انسانى است چگونه اين مسأله‌ارزيابى مىشود ، درحاليكه مشاهده مىكنيم براى فردى صدها سال در نظر گرفته شده ، و براى طفلى خردسال سه سال و يا كمتر و يا در به دو تولّد از دنيا مىرود و يا در رحم مادر مرده و به تولّد نمىرسد ! در اينجا سؤال از علّت غائى خود را مىنماياند و از غرض و مقصود اين خلقت پرسش مىنمايد ، و آيهء شريفه : ( وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُون ) [ 1 ] باب جديدى از معناى عبوديّت و معرفت براى ما مىگشايد و تفسيرى سواى معناى عاميانه و عرفى آن بر ما روشن مىسازد ، و كريمهء : ( أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ ) [ 2 ] به حقيقت علّت غائى در معنائى دقيقتر و ظريف‌تر متوجّه مىنماياند . البتّه در اين باب بين حكماءالهى و عرفاى بالله تعابير و كلماتى متداول و متدارج مىباشد ، و هر كدام به نوعى از اين مسأله حكايت و اشارتى دارند كه ذكر آنها موجب إطالهء كلام و تأخير در بحث خواهد شد .

تفسير كلام مرحوم سبزوارى در مورد علّت غائيه و دفع شبههء عبثيّت

فقط در اينجا به توجيه و تفسيرى كه مرحوم حاجى سبزوارى ( ره ) از علّت غائيه و دفع شبههء عبث و جَزاف كه فرموده است بنحو اختصار مىپردازيم . ايشان پس از بيان شبههء عبثيّت و مشاهدهء خلاف مصلحت خلق در علّت غائيه در عالم كون ، مسأله را به اين نحو پاسخ مىدهند :
هامش
[ 1 ] - سوره الذّاريات ( 51 ) آيه 56 [ 2 ] - سوره المؤمنون ( 23 ) آيه 115