تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اجماع (فارسى) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
نسبت به اين حديث مىباشد . و بطور اجمال مىتوان آراء فقهاء شيعه را نسبت به صحّت و دلالت حديث به دو دسته تقسيم كرد : دستهء اوّل : فقهائى كه اين حديث را در مجامع روائى خود و يا ساير كتب نقل كرده و آن را تلقّى به قبول نموده‌اند ، چنانچه صدوق و شيخ مفيد و ابن أبى الجمهور در « عوالى اللئالى » و علّامه در نقل به معنى ، و همچنين علّامه مجلسى در چند مورد از ابواب « بحار » و برخى ديگر . دستهء دوّم : فقهائى كه آن را تضعيف نموده ، سنداً و دلالة در آن خدشه وارد نموده‌اند ؛ و يا با سكوت در شأن آن اظهار نظرى ننموده‌اند ، مانند سيّد ابن طاووس و مرحوم آقاى بروجردى و صاحب « كشف اللثام » و محقّق كركى و صاحب « حدائق » و مرحوم آقاى خوئى و فضل بن شاذان نيشابورى و شيخ زين الدّين أبى محمّد على بن يونس العاملى در كتاب نفيس خود « الصراط المستقيم إلى مستحقّى التقديم » و مرحوم مظفّر ، چنانچه با عبارت : وهَذه الأحاديثُ علَى تقديرِ التّسليمِ بصحَّتِها و أنّها توجِبُ العلمَ لِتواتُرِها معنىً لا تَنفَعُ فى تَصحيحِ دَعواهُم . . . [ 1 ] در دلالت آن بر مدّعاى عامّه خدشه وارد مىكند . گرچه بسيارى از اين گروه با تأويل و توجيه آن صريحاً آن را مردود ندانسته ، بلكه خواسته‌اند به نحوى با مرام و مبناى شيعه در عصمت امّت تطبيق دهند .

عدم پذيرش فقهاء حديث لا تَجتمعُ امّتى علَى خَطاءٍ را بعنوان دليل مستقلّ بر حجّيت اجماع

امّا نكتهء جالب اينكه : حتّى از خاصّه آنهائى كه استناد حديث را به پيامبر اكرم اذعان نموده‌اند هيچيك آن را بعنوان دليل مستقلّ بر حجّيت اجماع ذكر نكرده است ، و همان توجيهى را كه نافين صحّت حديث در صورت مسلّم الثبوت بودن آن قائل شده‌اند آنان نيز به همان تفسير و توجيه توجّه نموده‌اند ، كه آن عبارتست
هامش
[ 1 ] - اصول الفقه ، ج 2 ، ص 90