جهت حجّيت آن اثبات مىشود .
البته با غضّ نظر از تفسير امام هادى عليهالسّلام در مقام بحث و احتجاج با امثال فخر رازى و علماء عامّه مىتوان گفت : مقصود رسول اكرم از اجتماعِ امّت قطعاً اجتماع از روى مشورت و فحص و استقصاء آراء شاخصين در رأى و نظر است ، و چنانچه اين مطلب از روى صدق و صفا و حسن نيّت و اخلاص العمل للّه صورت پذيرد ، خداى متعال حكم صواب و رأى مصاب را بر اين اجتماع القاء خواهد كرد . حال بايد از اينان پرسيد : آيا پس از زمان رحلت رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم اينچنين اجتماعى و اجماعى با اين خصوصيّت واقع گرديده است ؟ ! !
در اينجا بايد اذعان و اعتراف نمود كه متأسفانه تاريخ پاسخ مثبتى به اين پرسش نخواهد داد .
بارى بحث از آيهء شريفه گرچه قدرى به طول انجاميد ، اما از آنجا كه عمدهء استدلال اهل سنّت بر حجّيت اجماع اهل حلّ و عقد بر اين آيه مستقرّ است ، و بخصوص فضلاء از ايشان مدار حجّيت خلافت خلفاء را بر استناد از روايت مروّيهء از رسول اكرم و تأييد آيهء شريفه قرار دادهاند ، لذا توسعهء بحث به اين مقدار خالى از لطف و استفاده نبود ؛ فعليهذا به دنبالهء بحث از روايت مأثورهء از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم مىپردازيم .
چنانچه ذكر شد يكى از ادلّهء قابل توجّه عامّه بر حجّيت اجماع ، روايت منقوله از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم است كه فرمود : لا تَجتمِعُ امّتى علَى ضَلالة ؛ و از اين روايت بر عصمت اجماع استدلال مىنمايند . و نظير اين روايت است كه فرمود : لا تَجتَمِعُ امّتى علَى خَطاءٍ ، كه البتّه اخصّ است بالنسبة به روايت ضلالة . و همچنانكه در ردّ كلام فخر رازى گذشت روشن شد كه :
پاسخ به استدلال عامّه در تمسّك به لا تَجتمِعُ امّتى علَى ضَلالة بر عصمت اجماع
اولًا : مقصود از اجتماع امّت ، اجتماع بر ضروريات دين است ، چنانچه از فرمايش امام هادى عليهالسّلام به دست مىآيد .