تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اجماع (فارسى) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١
عقد مىتوانند از آيهء صلوة و صوم و زكات و حجّ و امثالها استخراج فروع و استنباط آن را بنمايند ؟ كجا اهل حلّ و عقد از آيات متشابهات قادر بر كشف اسرار و تبيين معضلات آنها هستند ؟ بنابراين قطعاً اولى الأمر بايد از نقطهء نظر احاطهء علمى و معرفت به احكام به نفس مبدأ تشريع متّصل ، و با قلب و ضمير خود بيّنات از احكام و معارف را درحاليكه معصوم از خطاءو اشتباه و بطلان هستند بمنصّهء ظهور و شهود درآورند . و آيهء شريفه كه وجوب رجوع به خدا و رسول را در مورد تنازع بيان مىكند بدين معنا است كه اين مسأله در جائى است كه اولى الأمر وجود نداشته باشد و دسترسى به آنان ممكن نباشد .

اطلاق وجوب اطاعت از اولى الأمر در اخذ به روايات آنها

بنابراين اطلاق آيه در وجوب اطاعت از اولى الأمر به معناى اخذ به روايات و اخبارى است كه از ناحيهء آنان ( چه مشافهةً و چه استناداً ) به انسان مىرسد ؛ و تنازع در امور در جائى است كه دسترسى به آنان براى حلّ مورد مختلفٌ فيه مقدور نباشد ، چنانچه در زمان ائمّه عليهم‌السّلام بسيار براى شيعيان اين مسأله اتفاق مىافتاد . و روايات وارده از ائمّهء معصومين عليهم‌السّلام دالّ بر ارجاع مورد به كتاب الهى و سنّت معروفه و مشهوره بر اين اساس است . و چه بسا ممكن است اين مسأله با ورود اخبار متعارضه از جانب ذوات مقدّسه براى فقيه حاصل شود ؛ و لذا كليّات احكام در قرآن و روايات مأثوره از نبىّ اكرم كه به صورت احكام و قوانين و قواعد كليّه در دست فقيه است مىتواند مرجع و مستند براى رفع شبهه و ابهام در موارد مختلفٌ فيها قرار گيرد . بنابراين مصداقيّت ائمّهء معصومين عليهم‌السّلام هيچ محذورى را در مفاد و معناى آيه بوجود نمىآورد ؛ و اگر قرار باشد وجود و حضور آنان در مرئى و منظر اشخاص موجب اختلال در معناى آيه شريفه باشد ، اجماع اهل حلّ و عقد بنا بر تفسير و معناى فخر رازى نيز چنين است ؛ زيرا بنا بر تفسير ايشان اجماع اهل حلّ و عقد معصوم است ، و با فرض وجود عصمت ديگر ارجاع مسأله به خدا و رسول معنا ندارد .