تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اجماع (فارسى) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
موضوع ، حكمى فطرى و عقلى است ، و با احراز اعلميّت و افضليّت ائمّهء معصومين عليهم‌السّلام از همهء امّت بين الفريقين مىتوان با رجوع به آنان رفع جهالت و ابهام نمود ، الّا اينكه غرض و عناد و هواى نفسى مانع گردد ؛ و از مثل ايشان بعيد بلكه محال است كه به اين مطلب با اين وضوح و جلاء نرسيده باشند . جائى كه همهء علماى سنّت و جماعت و بالأخصّ ائمّهء اربعهء آنان تصديق و اعتراف به علوّ مقام و شأن و اعلميّت ائمّهء شيعه عليهم‌السّلام دارند ، ديگر چه جاى بحث و استدلال و توجيه و تطويل بلاطائل و بافتن يك مشت ترّهات و اباطيل و إضلال خلق حيران و سرگردان است ! و امّا اينكه ايشان مىگويند : در آيهء شريفه امر به رجوع به خدا و رسول و اولى الأمر شده است ، در صورتى كه اولى الأمر بنا بر مذهب شيعه بالفعل وجود خارجى ندارد ؛ جواب آنست كه : خدا و رسول او نيز وجود مرئىّ در منظر و مشهد افراد ندارند ، پس همانطور كه اطاعت از خدا در قرآن و اطاعت رسول او در سيره و روايات مأثورهء از آن حضرت است ، اطاعت اولى الأمر در وجوب اخذ به روايات از ائمّه عليهم‌السّلام محقّق مىگردد ، و اطلاق لفظ جمع بر آنان به لحاظ وجود خارجى آنان در دوازده نفر است . مثل اينكه بگوئيم : واجب است انسان از عالمان و فقهاء تبعيّت و تقليد نمايد ( يعنى از يك نفر ) ، حال ممكن است در يك زمان يك عالم و فقيه وجود داشته باشد و در زمان ديگر چند نفر ، هيچ تفاوتى نمىكند .

پاسخ به اشكال فخر رازى در عدم انطباق آيه بر أئمّه عليهم السّلام

و امّا ايرادى كه بر آيهء مباركه از حيث انطباق آن بر ائمّهء هدى عليهم‌السّلام از نظر او با اهميّت و غير قابل پاسخ مىنمايد اينست : در آيهء شريفه پس از وجوب اطاعت از خدا و رسول و اولى الأمر مىفرمايد : اگر پس از اين باز در موردى از موارد دچار ترديد و تنازع شديد بايد آن را از آيات الهى و سنّت رسول خدا استخراج نمائيد ؛ درحاليكه اگر مقصود از اولى الأمر