شيخ نيز از درجهء اعتبار ساقط مىباشد . و اين نكته تا زمان ظهور شهيد اوّل رضوان الله عليه ادامه يافته ، و با ظهور ايشان باب اجتهاد و استنباط به حيثيّت و اعتبار اصلى و اوّلى خود بازگشت نموده است ؛ گرچه قبل از ايشان نيز از مرحوم علّامهء حلّى و محقّق حلّى مطالب و فتاوائى در مخالفت با طريقهء شيخ به چشم مىخورد .
سيرى كه فقهاء سلف در مواجهه با اجماع پيمودهاند در خلاف جهت و مبانى تشيّع است
بنابراين حاصل مطلب اينكه : در جائى كه انعقاد اجماع در زمان مرحوم سيّد با وجود كمّيت قليل فقهاء شيعه بواسطهء انتشار و تفرّق آنان در بلاد متعسّر بلكه متعذّر و محال شمرده شده است ، پس چگونه مىتوان به اجماعات منقولهء پس از متقدّمين با كثرت وجود فقهاء و مجتهدين و تفرّق ايشان در امكنهء متفاوته اعتماد نمود ، و هذا من أعجب الأعاجيب ؟ ! و چگونه مىتوان آن را در كنار حجج شرعيّه چون كتاب الله و روايات متواتره و مستفيضه و حتّى آحاد معتبره قرار داد ، و با آن دليل صريح و حجّت بيّن شرعى را تخصيص و يا حتّى از درجهء اعتبار ساقط كرد ؟ !
بارى مرحوم مجلسى و أقران و امثال ايشان چون شهيد و سيّد ابن طاووس و غيرهم - كه للّه درّهم و عليه أجرهم - با تدبّر و تأمّل در اصول معتبره و ادلّهء شرعيّهء متقنه دريافتند كه : سيرى كه فقهاء سلف رضوان الله عليهم در مواجهه با اجماع پيمودهاند سيرى در خلاف جهت و مبانى تشيّع ( كه تمسّك به قرآن كريم و سنّت پيامبر اكرم و عترت او عليهم الصّلوة و السّلام است ) مىباشد . و اين مطلب آنان را بر آن داشت تا با هشدار و تنبيه به اين روشِ خطاء و طريق مخالفِ تأسّى و متابعت از أهل بيت عصمت صلوات الله عليهم اجمعين نسبت به آيندگان بيدار باش دهند و آنانرا از وقوع در چنين مخاطرهاى برحذر دارند ؛ گرچه خود آنان يعنى فقهاء سلف رحمة الله عليهم أجمعين از روى عمد و غرض - نعوذ بالله - مرتكب چنين خطائى نشدند ، و متابعت از شيخ و امثاله را در