چرا و چراى ديگر كه همگى حكايت از وهن و موهوميّت اين دليل ساختگى و حجّت بىاصل و اساس دارند .
اهمّيت اجماع دخولى نزد فقهاء از بين سه طريق مفروض در تحقّق اجماع
از مجموع طرح سه طريق تحقّق اجماع دخولى و ملازمت عقليّه ( قاعدهء لطف ) و شمول عادى ، در نظر بدوى و نگرش ابتدائى قسم دوّم از آن يعنى اجماع به قاعدهء لطف از درجهء اعتبار ساقط و قائلين به آن چون مرحوم شيخ طوسى و متأخّرين از ايشان قائل به حجّت بلا دليل و اصل بدون مأخذ و مدرك بدون اساس شدهاند ؛ زيرا همانطور كه ذكر شد اصل قاعدهء لطف بر هيچ اساس و مبنائى استوار نمىباشد ، و بر فرض صحّت آن در يك معنا و مفهوم كلّى هيچ ارتباطى به ما نحن فيه خصوصاً در عصر غيبت امام عليهالسّلام ندارد ؛ چنانچه بسيارى از اعلام بدين نكته تصريح نمودهاند .
راه قسم ثالث كه متأخّرين به اين راه رفتهاند - چنانچه به توضيح و تبيين آن پرداخته شد - بنيانى أوهن من بيت العنكبوت است ، و بيشتر به مزاح و تفنّن مىنمايد تا به يك دليل متقن و متين استنباط كه پايه و اساس اجتهاد و فتوى در حكم الله و تكليف عباد است .
اينكه به صرف اجتهاد و استنباط راوى ، جمعى از فقهاء ولو قليل حكم به موافقت امام عليهالسّلام با آنها بشود در شأن يك عالم و فقيه به ملاكات احكام و اطّلاع بر موازين استنباط و رعايت جميع جوانب صحّت و سقم در طريق استنباط نمىباشد ؛ و اينجانب مراتب شگفتى و دهشت خود را از يك چنين روش و منشى نمىتوانم پنهان كنم !
ناگفته نماند كه اتّخاذ چنين روشى در حجّيت اجماع و صرفاً بر اساس اعتماد و وثوق به طائفهء مجمعين ، بنا بر فرض بعضى از ملاكات در حجّيت ظنون ممكن است مورد توجّه و اعتبار قرار گيرد ، و إن شاء الله عنقريب به ذكر آن خواهيم پرداخت .