تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اجماع (فارسى) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
نيافتم . و نه تنها قطع به موافقت اجماع بر نجاست آنها با رأى و حكم امام عليه‌السّلام پيدا ننمودم ، بلكه حتّى ظنّ به اين اتّفاق و اتّحاد نيز برايم حاصل نگرديد ؛ و از اين بالاتر حتّى قطع به مخالفت اجماع مدّعى با رأى و فتواى معصوم عليه‌السّلام طبق شواهد و ادلّه و قرائن قطعيّه - چنانچه در رساله مذكور است - نيز پيدا نمودم . حال اگر قرار باشد كه اجماع فقهاء موجب علم به اتّحاد با رأى معصوم شود ، چرا اين مسأله براى حقير رخ ننمود ؟ و چرا بسيارى از فقهاء از جمله مرحوم آقا شيخ رضا همدانى ( ره ) نيز صرف نظر از اجماع مذكور ، خود رأى به طهارت آنان داده است ؟ و اگر مسألهء اجماعى موجب قطع به اتّحاد با رأى معصوم است ، پس ديگر اين بحثها و استدلالات و تحقيقات چه معنا و مفهومى دارد ؟ ! مگر ممكن است يك فقيهى صفحات زيادى از كتاب فقهى خود را به شرح و بسط و استدلال و تحقيق در اطراف يك فرع فقهى اختصاص دهد ، و نتيجهء آن حكم به طهارت انسان و يا حدّاقل اهل كتاب گردد ؛ ولى بالمَآل به علّت خوف و نگرانى از مخالفت با فتواى جمعى از فقهاء دست از رأى و فتواى خود بردارد و نتيجه را به نحو اجماع مخالف به پايان برساند ؟ اگر اين اجماع از ابتداى امر كاشف از رأى معصوم مىبود ، پس ديگر چرا اينقدر خود را به زحمت و مشقّت بيندازيم ؟ اين چه كاشفيّتى است كه براى برخى روشن و آشكار و براى برخى ديگر چون شب تار ظلمانى و معدوم است ؟ چرا اين مسأله در مورد روايات صحيحه و معتبر اينطور نيست ؟ و چرا در نقل كلام معصوم در صورت صحّت انتساب كسى چنين شكّ و گمانى نمىبرد ؟ و چرا در انتساب آيات قرآن كريم به مصدر و منبع وحى كسى شبهه‌اى ندارد ؟ و چرا در نفس اجماعات منقوله اين همه شكّ و ترديد وجود دارد ؟ و چرا برخى از ناقلين اجماع خود فتوى به خلاف آن در جاى ديگر داده‌اند ؟ و ده‌ها
اجماع (فارسى) — صفحة 145 | السيد محمد محسن الطهراني