حجّيت و اعتبار قاعدهء لطف داده است ، و اين از أعجب اعاجيب و أغرب غرايب است ! !
چه اشكالى دارد كه ما معتقد شويم مسألهء اجماعى جز در موارد ضرورى و استقلال عقل - چنانچه گذشت - در فقه شيعه وجود ندارد ! مگر در ساير مذاهب وجود دارد كه ما را خوف از تنزّل مقام و مرتبت فقه در انظار سايرين فراگيرد تا اين چنين در مقام انقاذ و منع از هبوط به چنين تشبّثات بىاساس و بدور از منطق و حجج شرعيّه و عقليّه بپردازيم !
اعطاء آبرو و حيثيّت و حفظ شؤون و شخصيّت فقهى به مكتب شيعه با استناد به اصول و مبانى و قواعد مسلّمه و غير قابل انكار در تمسّك به سنّت سنيّهء نبوى و منهاج قويم و صراط مستقيم و اخذ به روايات و آثار واردهء از حضرات معصومين عليهمالسّلام كه حبل الله المتين و العروة الوثقى بين الخلائق و ربّ العالميناند محقّق است و بس ، و نيازى به تمسّك به اين ادلّهء واهيه و موهون وجود ندارد .
كدام حجّت عقلى بر وجوب و الزام به اين اجماع با اين كيفيّت و نحوهء تشكّل و التزام به آن وجود دارد كه ما را موظّف و مكلّف مىنمايد تا تحقّق آن را به هر نحوه و شكل بمنصّهء ظهور و بروز در آوريم ، تا از ديگران در ادّعاى بر اجماعشان در مسائل فقهيّه عقب نمانيم ؟
كسب افتخار در تمسّك به فتاواى مفتيانى كه پس از يك قرن و نيم از زمان بعثت رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم در مقام إفتاء به هر دليل مُضحك و موهونى متشبّث شدهاند ، و به هر روايت بىاساس و مسخرهاى در راستاى تحقّق مكاتب ضالّ و مضلّ خود روى آوردهاند مبارك خودشان باشد ؛ ما را با آنها چكار ؟
چه كسى مىتواند بر فقهاء شيعه رضوان الله عليهم اجمعين بواسطهء تعدّد و
اجماع (فارسى) — صفحة 141
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص١٤١