خود مجبور به متابعت و انطباق با شرائط و ظروف محيط بر خود بوده است ، و نمىتوانسته است خارج از شرائط زمان قدمى بردارد و اقدامى بنمايد ، كه يكى از آنها مسألهء تصدّى خلافت و حكومت است . و گرچه هر امامى در زمان خود داراى اصحاب و شيعيان خالص و مطيع و منقاد و از خودگذشتهاى بوده است ، امّا اين مقدار جهت تحقّق آن مطلب مهمّ كفايت نمىكرده است ؛ چنانچه نظيرش در قضيّهء صلح حضرت مجتبى عليه السّلام و يا واقعهء عاشوراء و ساير قضايا و حوادث از اولاد ائمّه عليهمالسّلام مانند داستان زيد بن على و غيره به چشم مىخورد .
و بطور كلّى جوّ حاكم بر جامعهء اسلامى بدنبال پيروى از أميال و أهواء نفسيّه و متابعت از حكومت ظاهرى و خلافت جور بوده است ، و همين قانون و جريان به امام عصر عجّل الله فرجه الشريف در زمان غيبت منتقل شده است . و چنانچه قبلًا گذشت ، چه فرقى است بين غيبت امام عليهالسّلام از أنظار بواسطهء تقيّه و يا حصر و يا حبس ، و يا غيبت امام بواسطهء شرائط نفس غيبت ؟ خفاء خفاء است ، تفاوتى ندارد .
وگرچه خلافت و حكومت بر اين مبنا لطف است ، امّا اين لطف از امام عليهالسّلام متمشّى نمىشود ؛ زيرا امام عليهالسّلام مكلّف به رعايت ظواهر و شرائط حاكم بر زمان خود است نه بيشتر . يا عَلىُّ ! أنتَ بِمَنزِلَة الكَعبَة ، تُؤتَى و لا تَأتى . [ 1 ]
و اينكه مردم زمانه شرائط را براى تحقّق اهداف و مقاصد امام عليهالسّلام مهيّا نمىكنند ، اين مطلب طبعاً به افراد عادى و اكثريّت جامعه و سهلانگاران نسبت به مسائل و مبانى شرعى برمىگردد ، نه نسبت به شيعيان خالص و مطيع در
هامش
[ 1 ] - وسائل الشّيعة ، كتاب الحجّ ( باب 7 ) ج 11 ، ص 32 ، ح 4 . اين روايت با تعابير مختلفى نيز در كتب روائى وارد شده است .