تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اجماع (فارسى) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
اراده نه وجود دارد و نه احساس شده است . هدايت حقّ نسبت به افراد بشر داراى طرق مختلف و شعب گوناگون است و انحصارى در اين مسأله وجود ندارد ؛ چنانچه تفصيلًا به اين نكته اشاره شده است . و امّا نكتهء سوّم در كلام مرحوم محقّق طوسى ( ره ) اينست كه فرموده‌اند : و تَصرُّفُه لطفٌ آخَر . اگر منظور و مقصود ايشان از تصرّف اينست كه امام عليه‌السّلام از جانب حضرت حقّ مكلّف به تكاليف و موظّف به وظائفى است و بايد به مقتضاى قاعدهء لطف از عهدهء آنها بر آيد ، بسيار خوب ! در اين مطلب كسى شكّى ندارد ؛ چه كسى جز امام عليه‌السّلام متعهّدتر و مسؤول‌تر و دلسوزتر و رحيم‌تر و عطوف‌تر وجود دارد كه بتواند از عهدهء چنين وظيفهء خطير و مسؤوليّت ما فوق طاقت بشرى نسبت به كلّ عوالم وجود برآيد ؟ و اگر هم بخواهد نمىتواند زيرا مقام و منزلت امام عليه‌السّلام ما فوق عقول و ادراكات بشر است و كسى را ياراى وصول به آن منزلت و مرتبت نخواهد بود . و اگر مقصود اينست كه امام عليه‌السّلام بايد در مورد احكام فقهيّه و تكاليف شرعيّهء مردم دائماً در صدد رفع شبهات و تصحيح خطاها و اشتباهات برآيد ، كه يك چنين وظيفه‌اى از كجا بر امام عليه‌السّلام تحميل شده است ؛ و چه كسى فرض نموده است كه در هر حال و هر مكان و هر نقطه و هر فرد و هر قضيّه إلى أبد الآباد امام عليه‌السّلام بايد حضور بهم رساند و مشكل را از شيعيان بردارد و شبهه را از افراد مرتفع سازد ؟ امام عليه‌السّلام به شهادت تاريخ و علم قطعى در زمان حيات خود يك چنين لطفى را ننمود ، فكيف به زمان غيبت و خفاء او از أنظار . چه بسا افرادى كه در همسايگى امام عليه‌السّلام قرار داشتند و قادر بر رفع شبهه توسّط او نبودند . اگر اشكال شود كه : محذوريّت ملاقات با امام عليه‌السّلام در زمان حياتش