تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اجماع (فارسى) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
فرق دارد ( آن هم فرق بسيار ) و اگر نه چنين بود پس چرا بايد انتظار ظهور مباركش را كشيد ! او كه غيبت و حضورش يكسان است و تفاوتى ندارد ؟ و لهذا نتيجهء مطلب اينست كه قطعاً حضور حضرت لطف است و بر غيبت او ترجيح دارد ، و بر خداى متعال واجب است كه هميشه آن حضرت را در مرأى و منظر مردم قرار دهد . و اگر گفته شود كه : صلاح امّت و اجتماع بر خفاء آن حضرت است ، پاسخ اينست كه : اين صلاح را شما از كجا تشخيص داديد ؟ خود حضرت مىفرمايد : اين مسأله در علم ربوبى حقّ است و كسى را بدان راه نيست . و حتّى اين اشكال در تقدّم زمانى بعثت و نصب خلفاء آن حضرت نيز مطرح مىشود ، و حلّ مشكل همان است كه قبلًا معروض گشت ؛ و آن اينست كه : بعث رسل و نصب خلفاء آنان و ارادهء حقّ در كيفيّت و كميّت اين مسأله تماماً از عهدهء ادراك بشر خارج و صرفاً به اراده و مشيّت او باز مىگردد و ما را بدانجا راهى نيست .

وظيفهء امام عليه السّلام دائماً رفع شبهات و تصحيح اشتباهات مردم در تكاليف شرعيّه نيست

نكتهء دوّم كه در عبارت ايشان محلّ تأمّل است اينست كه مىفرمايند : و انحِصارُ اللُطفِ فيهِ معلومٌ لِلعُقَلاءِ . اشكال در اين مسأله نيز از لابلاى مطالب گذشته روشن مىشود . قبلًا دربارهء اينكه وجود امام عليه‌السّلام منّتى است از جانب پروردگار ، نسبت به رشد و تكامل و هدايت بشر بحث شد ؛ و عرض شد شكّى در اين مطلب نيست كه خداى متعال وجود مقدّس امام عليه‌السّلام را واسطهء فيض بين خود و خلق در همهء مراتب وجود قرار داده است ، و روايات مأثوره از حضرات معصومين عليهم‌السّلام همگى بر اين نكته تأكيد و دلالت دارند ؛ الّا اينكه اين مطلب علّت انحصار لطف را در خلقت امام عليه‌السّلام نسبت به هدايت و ارشاد جميع افراد بشر نمىرساند . گرچه وجود امام عليه‌السّلام لطف است ، ليكن ارادهء حقّ بر اين لطف نيز به خود ذات حقّ بر مىگردد نه به چيز ديگر ، و هيچ انحصارى در اين