مجتهدين و حاملان دين مبين تفسير نمودند ؛ تساهل و تسامح در عمل به بعضى از احكام و يا جدّيت و شدّت و دقّت را به بعضى ديگر روشن نمودند ؛ كيفيّت و نحوهءاستنباط فروع را از آيات الهى و يا سنن كليّه و متقنهء رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم بيان نمودند ؛ ارجاع فروع به اصول و مصاديق به مفاهيم كليّه را براى شاگردان و حَمَلهء فقه توضيح دادند ؛ و خلاصهء مطلب با تقسيم احكام به واقعى و ظاهرى و تبيين احكام و تكاليف الهى در مورد هر كدام ديگر جائى براى تزلزل و ترديد و شكّ و سردرگمى در استنباط احكام نسبت به مجتهدين و مقلدّين باقى نگذاردند ؛ صلوات الله و سلامه عليهم أجمعين .
در كيفيّت عمل به احكام تكليفيّه و اجتهاد فقهاء تغيير و تبديلى راه نيافته است
با توجّه به مطالب فوق الذّكر سؤالى كه در اينجا مطرح است اينست :
در جائى كه خود امام عليهالسّلام با بيان و تعريف موارد و موضوعات مشكوكه ، حكم به اباحه و حلّيت و جواز بواسطهء اصول و قواعد كلّيه مىكند - درحاليكه ممكن است حكم واقع و نفس الأمر آن مورد و موضوع حرمت و يا وجوب باشد - پس چگونه در زمان غيبت و عدم حضور امام عليهالسّلام مسأله فرق كرده است ، و بر عهدهء امام عليهالسّلام است كه طبق وظيفه و تكليف محوّله از ناحيهء پروردگار عملًا جلوى حكم خلاف را گرفته و مجتهدين و مقلدّين را به حكم واقعى و تكليف ما فى نفس الأمر كه حتّى در زمان حضور امام عليهالسّلام در همان مورد به برائت و حلّيت و جواز عمل مىشده است آشنا سازد ؟ !
مگر زمان حضور و غيبت براى امام عليهالسّلام تفاوت مىكند ؟ و اگر چنانچه تفاوت كند باز زمان غيبت سختتر و مشكلتر و مسألهسازتر است . و مگر احكام با يكديگر تفاوت دارند و حكم زمان امام صادق با حكم زمان امام عصر عليهما السّلام فرق مىكند ؟ و چگونه است كه امام صادق در موضوع مشكوك حكم خاصّ خود را از احتياط و يا اباحه توضيح مىدهد ، امّا در زمان امام عصر بايد به موجب قاعدهء لطف ، آن حضرت بيايد و آشكارا حكم الله واقعى