اختناق عجيب و غريبى كه توسط حكّام و خلفاى جور بر اهل بيت عصمت و شيعيان آنان تحميل شده بود ، چگونه ممكن بود كه تمامى افراد بتوانند در هر فرصت و هر مشكل و هر شبههاى از وجود آن حضرات بهرهمند گردند و پاسخ خود را دريافت كنند ؟ و چگونه نشر پيام امام عليهالسّلام براى همهء افراد در أقصى نقاط ممالك اسلامى امكان پذير بود ؟ حال بگذريم از اينكه حتّى اگر زمانه زمان يُسر و انفتاح باب علم مىبود باز با توجّه به كيفيّت ارتباطات و نحوهء مراودات ، وصول احكام به شيعيان با گذشت زمان طولانى همراه بوده است ، و چه بسا موجب تأخير بيان از وقت حاجت مىشده است ؛ و شكّى در اين مطلب وجود ندارد و شواهد بر اين مسأله إلى ما شاء الله در كتب تاريخ موجود است .
و گرچه امام عليهالسّلام وظيفه و تكليف خود را در نشر معارف و مبانى به صورت عام در مجالس و محافل خود اداء مىنمود ، امّا بلوغ و وصول اين احكام و معارف به شيعيان با مُضىّ اوقات طويله و صرف شهور و سنين همراه بوده است ؛ و لذا قطعاً در اين مدّت چه بسا شيعيان با توجّه به عدم اطّلاع از حكم مرتكب خطاء و اشتباه من غير عمدٍ و تقصيرٍ مىشدهاند .
به شهادت تاريخ و آثار در كتب سيَر و روائى شيعه چه بسا شيعيان سالها به حكمى غير از حكم وارد از حضرات معصومين عمل مىنمودند . اختناق حاكم بر جامعهء اسلامى و عدم دسترسى به امام عليهالسّلام ( مانند زمان موسىبن جعفر عليهما السّلام و دوران تبعيد و حصر حضرت امام هادى و عسكرى عليهماالسّلام ، و نيز ساير ازمنهء حيات باقى ائمّهء معصومين ) وصول احكام و پاسخ به شبهات را براى شيعيان به شدّت در مضيقه و عسرت قرار داده بود . كسى نگفته است نعوذ بالله امام عليهالسّلام در مقام بيان كوتاهى و تساهل نموده است ، امّا كسى نمىتواند نيز منكر اين شود كه قضاءتكليف و اداء وظيفهء تبليغ از ناحيهء امام عليهالسّلام موجب رفع جهالت و شبهه و اطّلاع بر حكم الله واقعى
اجماع (فارسى) — صفحة 112
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص١١٢