تعلّق مىگيرد و ما را حقّ فضولى و دخالت در امر او چه تكويناً و چه تشريعاً نمىباشد ؛ و شاهد بر اين مطلب تجربيّات عينى و مشاهدات در تاريخ است . و هم اوست فاعل ما يَشاء و حاكم ما يُريد ، و لَه الأمرُ فى الاولَى و فى الآخرة ( وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَدير ) ، [ 1 ] و ( لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُون ) . [ 2 ]
نقش امامت و زعامت ائمّه عليهم السّلام در هدايت بشر
ملاحظهء رابعه :
خلافت و زعامت در اسلام طبق نصّ صريح از رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم بر دوازده نفر كه اوّل آنان وصىّ بلافصل او أميرالمؤمنين عليهالسّلام و آخر ايشان وجود مقدّس حضرت ولىّعصر أرواحنا فداه محتوم است ؛ و اين مطلب نيز از الطاف الهى نسبت به مكتب تشيّع و شيعيان آنان مىباشد . و نيز شكّى وجود ندارد كه مسلمين پس از رحلت رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم با كنار گذاردن يكى از دو ركن ثقلين و انتصاب خليفهء اوّل جهت ادارهء امور مسلمين عملًا بر همهء مُلزمات عقليّه و نقليّه خط بطلان كشيدند ، و با پشت پا زدن به آيات صريحهء قرآن كريم و تصريحات رسول خدا بر خلافت و امامت بلافصل على بن أبىطالب عليهالسّلام خود را از مرتبه و منزلت يك صحابى متعهّد و مقيّد به اتّباع از سنّت و منهاج پيامبر خاتم به أدنى منازل حضيض و جهالت و بهيميّت و عنان گسيختگى و ضلالت تنزّل دادند ؛ و بر اين اساس آن ممشى و منهجِ قويم و متينى را كه رسول خدا با آيات وحيانى و سنن راستين خود پىريزى نموده بود به كلّى به بوتهء نسيان سپردند ، و رجّالهها و مفسدين بجاى ذوات مقدّسهء عصمت و طهارت بر اريكهء قدرت و مسند خلافت تكيه زدند ، و با تمام قوا به هدم و تدمير اساس و اصول تشيّع بأىّ نحوٍ كان برآمدند .
هامش
[ 1 ] - سوره الحديد ( 57 ) آيه 2
[ 2 ] - سوره الأنبياء ( 21 ) آيه 23