مىشود هدايت بشر توسّط حضرت حقّ لطف است و واسطهء او كه وجود انبياءالهى است نيز لطف خواهد بود ، پس بعثت انبياء واجب و الزامى است ، سخنى عارى از تحقيق و تأمّل است .
اشكال به عدم لزوم ارسال رسل براى همگان به مقتضاى قاعدهء لطف و جواب آن
اشكالى كه بر اين مطلب وارد كردهاند اينست :
خداى متعال نسبت به ارسال رسل و حضور حجج الهيّه بمقتضاى لطف خود عمل نموده است و مطلب براى همگان روشن و اعتقادات واضح و آشكار گشته است ، و از اين نقطه هيچ ايراد و خللى بر قاعدهء لطف نسبت به پروردگار وارد نمىباشد ؛ الّا اينكه حوادث روزگار و منع مانعين و كيد حاسدين و ظلم ظالمين موجب خفاء و كتمان اين شرايع و اديان گشته است و باعث شده است كه بسيارى از مردم از توفيق چنين موهبتى محروم و ناكام بمانند ، و الّا ذات اقدس پروردگار در تنفيذ و تمشيت ارادهء حتميّه بر هدايت و ارشاد بمقتضاى قاعدهء لطف هيچ كوتاهى ننموده و وظيفهء خود را در اين مورد به اتمام رسانده است .
جواب از اشكال اينست كه :
اوّلًا : مسألهء هدايت و تربيت اختصاص به گروهى خاصّ از افراد بشر ندارد ، بلكه هر موجودى كه صدق عنوان انسان بر او شود مشمول اين حكم خواهد بود ؛ زيرا تمام آنچه كه يك فرد كامل از امكانات استعدادى و علل معدّه و شرايط قبول هدايت واجد است براى هر فرد ديگرى مىتواند محقّق شود ، درحاليكه بالعيان مشاهده مىكنيم مسأله اين طور نيست . افراد انسان كه قبل از وصول به مرحلهء تكليف و تعقّل دار عاريت را وداع مىگويند ، و ناتوانانى كه از ادراك حقايق شريعت عاجزند ، و دور افتادگانى كه هرگز كلمهاى بنام شرع و ديانت با سمع آنان آشنا نشده است ، و مستضعفين فكرى كه توان تحليل و تجزيه و بالنتيجه اختيار احسن و اصلح برايشان يا متعذّر و يا متعسّر است ، و بسيار