خود باقى خواهد بود . زيرا خداوند متعال با وديعه گذاردن عقل متّصل در ضمير آدمى و ملاكهاى فطرى در طبيعت بشر راه بسوى كمال و مسير بسوى رشد و سعادت را براى او هموار نموده است ؛ چنانچه آثار و روايات بر اين مسأله شاهد و ناطقاند .
بنابراين با توجّه به مطالب گذشته هيچ الزامى از ناحيهء پروردگار بر بعثت انبياء و حجج نسبت به همهء افراد بشر در تمام أصقاع ارض و تمام بلادو تمام قبايل و تمام قرى و قصبات و تمام ازمنه وجود ندارد . بلى اگر مشيّت و ارادهء او بر بعثت رسول نسبت به قومى تعلّق گرفت ، اطاعت از شريعت و آئين آن رسول نسبت به خود آن قوم واجب و الزامى است ؛ و حتّى نسبت به ساير اقوام ديگر هيچ الزامى وجود ندارد مگر آنكه آن رسول براى آنان نيز مبعوث باشد .
ولذا ما مىتوانيم از علم به وجود رسالت خاتم رسل نسبت به قومى كشف از ارادهءپروردگار مبنى بر هدايت و ارشاد آن قوم از اين طريق بنمائيم . و از عدم اطّلاع و جهل نسبت به اين موضوع در مورد قوم ديگر كشف از عدم ارادهء پروردگار در هدايت و ارشاد آنان از اين طريق بنمائيم . و نيز راجع به كلّيهء مستضعفين ( چه مستضعفين مقهور در تحت سلطهء قوّهء قاهره و قاسره ، و چه مستضعفين فكرى و عقلى كه امروزه بسيارى از افراد بشر متأسفانه به اين استضعاف مبتلا هستند ) مسألهء رسالت رسول اكرم براى آنان حجّيت و الزام ندارد . مگر اينكه بواسطهء تنبّه و تذكّر و قرار گرفتن در شرائط مناسب مطلب برايشان روشن و آشكار شود ، كه در آن صورت ديگر از استضعاف خارج خواهند شد و مشمول حجّيت و مقتضاى ادلّهء عقليّه بر وجوب متابعت از حقّو صدق خواهند گرديد ، و از ما نحن فيه خارج خواهند شد .
و اطاعت از انبياء الهى در فرض ارسال آنان براى قوم و يا اقوام ، وجوب ارسال آنان را براى همهء اقوام و ملل نتيجه نمىدهد . پس اين مطلب كه گفته
اجماع (فارسى) — صفحة 103
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص١٠٣