بنابراين يا خود انسان بايد در هر فعل و گفتارى به حقيقت آن عمل و صلاح واقعى آن علم و يقين داشته باشد ، و يا توسّط فردى كه او اين مرحله را احراز كرده است راهبرى و رهنمود شود ؛ و در غير اين صورت مشمول سرزنش و نهى الهى قرار خواهد گرفت .
تَقفُ از قَفا ، يَقفو بمعنى متابعت و انقياد است . يعنى از امرى كه جهات صلاح و فساد او كاملًا براى تو روشن و آشكار ( مانند خورشيد در وسط آسمان ) نشده است پيروى نكن ، و تا مطلبى را با گوش خود نشنيدهاى و با چشم خود مشاهده ننمودهاى و با قلب خود به جوانب و اطراف آن كاملًا احاطه پيدا نكردهاى ترتيب اثر مده و راه احتياط و حزم را پيشه خود ساز و از اقدام در امورى كه علم به جوانب آن ندارى سخت بپرهيز .
و لهذا در اين آيه شريفه خصوصيّت بارز و آشكار انسان كامل به خوبى روشن مىگردد ، و آن وصول به مرتبه يقين و علم حقيقى و وجدانِ حقيقت و واقعيّت حوادث و امور خارجى و قضاياى اجتماعى است . در اين مرتبه اگر تمام دنيا حرفى بزنند و رأيى اتّخاذ كنند او همچنان محكم و استوار همچو كوه در برابر آنان مىايستد و پشيزى براى آراء و افكار مردم ارزش قائل نمىشود ؛ زيرا تمامى آن افكار را زائيده قواى واهمه و متخيّله و منبعث از علل و معلولات ظاهريّه و دستخوش تغيير و تبديل مىداند . مانند كسى كه دارد با چشم باز و صحيح به خورشيد مىنگرد و او را با تمام انوار و حرارتش لمس مىكند ، آنوقت فردى يا افرادى بيايند و به او بگويند : الآن شب است و آنچه تو مىبينى زائيده تخيّلات و اوهام تو است ! او ابداً اعتنائى به كلام افراد نمىكند و هيچگونه وقعى بر آنان نمىگذارد ، زيرا همه را سراب و خود را متّصل به چشمه خروشان فيضان انوار حضرت حقّ مىبيند .
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 88
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٨٨