وقت بر زمين مىريختند . و خدا مىداند كه از طرفين چه جنگها درنگرفت و چه خونها ريخته نشد و چه هتكها كه انجام نپذيرفت و چه آبروها كه نرفت و چه افرادى چون شيخ فضل الله ها به شهادت نرسيدند و مسموم نشدند !
نهضتى كه دستهاى حكم بر وجوب قيام عليه نظام سلطنتى به رهبرى مرجع تقليد خود و دستهاى حكم بر حرمت قيام و مخالفت با آن بأىّ نحوٍ كان مىدادند ، و با اين احكام و دستورات و فتاوى آتش جنگ و ويرانى را مشتعل و خلق مطيع را به جان هم مىانداختند ! تا اينكه در آخرالأمر مشخّص شد كه چه دستهايى در پس پرده زمام اين امور را در دست داشته و كسى از آن خبر نداشته است . استعمار مكّار و حيلهگر انگليس با تبانى و هماهنگى روسيه حقّهباز و شيطان صفت و مزدور ، با استفاده از نفوذ و سلطه معنوى روحانيّت توانست بر گرده مردم نادان و جاهل ايران سوار گردد و به تمامى اميال و آرزوهايش جامه عمل بپوشاند . اين گروه خود را مدافع اسلام و محيى شريعت غرّاء و سنّت رسول خدا قلمداد مىكردند ؛ و گروه مقابل ، خود را محافظ حريم دين و متابع مكتب سيّدالمرسلين و مقوّم اركان شرع و ميراننده بدعتها و ضلالتها برمىشمردند ؛ و هر دو طرف اين خلق حيران و سرگشته را به دنبال خود از اين سو به آن سو و از اين شهر به آن شهر مىكشاندند . تا آن زمان كه سر مرجع تقليد بر بالاى دار رفت و علماء طراز اوّل بلاد به دست پليد استعمار به ديار ابدى رهسپار گرديدند ، تازه متوجّه شدند چه كلاهى بر سر آنها رفته است و در چه خواب غفلتى فرو رفته بودند .
راه دور نرويم ، در همين زمان ما پس از بروز و ظهور انقلاب اسلامى ايران و وقوع جنگ خانمان برانداز و ويرانگر بين دو ملّت شيعه و مسلمان ايران و عراق ، بعضى از علماء فتواى به وجوب دفاع و حفظ حريم كشور به أىّ نحو كان صادر نموده ، و بعضى ديگر حكم به عدم آن و مصالحه و توقّف حرب و
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 91
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٩١