حزن را از وجود ما دور ساخت و بزدود ، بدرستيكه پروردگار ما آمرزنده و شاكر است . آن خدائى كه ما را از روى فضل و كرامتش در دار بقاء و خلود متمكّن ساخت ؛ در جائى كه نه خشكى و نه مرارت و نه إلَم در آن راه ندارد . »
پس چگونه ممكن است فردى ولو هر قدر صالح باشد ولى متعلّق به نفس و ذات خود و شوائب وجودى خود و خواستها و آرزوها باشد بتواند با عمل آنها پهلو زند و به رقابت برخيزد ! نماز او با نماز آنان متفاوت است ؛ او خدا را در وقت نماز در مقابل خود فرض مىكند و با او به گفتگو و راز و نياز مىپردازد ، و آن ديگرى اصلًا خدا را نمىبيند ، بلكه وجودش فانى و مندكّ در وجود حقّ شده است . در اينجا ديگر عبد و بنده در قبال خدا و حضرت حقّ باقى نمىماند تا او را عبادت كند ، و تقابلى وجود ندارد تا قصد تقرّب به او را بنمايد . در اينجا دوئيّت بطور كلّى از ميان برداشته شده است و آثار وجود مقيّد و حدود و ثغور آن بكلّى رخت بربسته است و اثرى از موجوديّت اين وجود نمازگزار در قبال وجود حضرت حقّ باقى نمانده است تا با آن خدا را عبادت كند . در اينجا فقط يك موجود و يك حقيقت و يك واقع و يك ذات باقى مىماند و آن وجود و ذات پروردگار است . اوست كه عبادت مىكند ، و اوست كه به نماز ايستاده است ، و اوست كه به ركوع مىرود و اوست كه سر به سجده مىگذارد .
مقام عبوديّت امام صادق عليه السّلام در حين نماز
در اينجا روايتى از صادق آل محمّد صلوات الله و سلامه عليهم أجمعين وارد است كه مىفرمايد :
به هنگام قرائت سوره حمد وقتى به آيه شريفه ( إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعينُ ) [ 1 ] رسيدم ، شروع كردم اين آيه را تكرار كردن تا به حدّى كه
هامش
[ 1 ] - سوره الفاتحة ( 1 ) آيه 5