يَدْخُلُونَها يُحَلَّوْنَ فيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤاً وَ لِباسُهُمْ فيها حَريرٌ * وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ * الَّذى أَحَلَّنا دارَ الْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا يَمَسُّنا فيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فيها لُغُوبٌ ) .
« سپس ما كتاب الهى را ( كه همان قوانين و احكام صلاح و فساد فردى و اجتماعى بشر است ) به آن افراد برگزيده و انتخاب شده به رسم وراثت سپرديم . ( اينان داراى سه گروه و دسته مىباشند ) بعضى از اين عدّه افرادى هستند كه بواسطه توغّل در جهالت و انغمار در شهوات ظالم به خود و سعادت خود مىباشند ( و با گذران حيات دنيوى در كثرات و مالاندوزيها و جلب شهوات و غفلت از سرنوشت و مآل خويش موجبات خسران و بدبختى و هلاكت خويش را فراهم نمودهاند ) .
دسته دوّم : افرادى هستند كه داراى اخلاقى شايسته و كردارى متعادل و از روى حساب و كتاب و ميزان مىباشند ( و امور خود را بر اساس صراطى مستقيم و طريقى مستوى در يك ممشاى مقتصد و موزون طبق دستورات الهى و احكام شرع مبين تهيّه و تنظيم مىنمايند ) .
و امّا دسته سوّم : افرادى هستند كه گوى سبقت را از همگان ربودهاند ، و به اذن خدا بر هر عملى كه در راستاى خير و صلاح باشد سبقت مىنمايند ( و هيچكس را در اين مضمار ياراى مقابله با ايشان نمىباشد و طاقت هماوردى با آنان را ندارد ، و به هر اندازه كه انسان بخواهد عمل خود را منطبق با موازين الهى و مبانى قرب و خلوص قرار دهد باز به اندازه و مرتبه آنان نمىرسد ، چرا ؟ زيرا آنان از مقام عمل گذشتهاند و فعل و كردار خود را فعل و كردار الهى كردهاند و عمل آنها برانگيخته و منبعث از نفس و شوائب نفسانى نمىباشد ) . اين گروه از مؤمنان در بهشتهاى خلدبرين وارد مىشوند درحاليكه مزيّن به جواهرات و طلا و لؤلؤاند و لباسشان از حرير مىباشد ؛ و مىگويند : حمد و ستايش مخصوص پروردگارى است كه همّ و
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 77
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٧٧