غير از پروردگار نسبت نمىدهند . اينان وجودى براى خود نمىبينند تا عمل و فعل خود را بر آن اساس پايه و بنياد نهند ؛ بلكه وجود خود را وجود و اثر فيض حضرت حقّ ميدانند و ذاتى در قبال ذات حضرت پروردگار به حساب نمىآورند تا آن را منطبق بر خواست و اراده او بنمايند . او ميگويد : انجام بده ! انجام ميدهند ، انجام نده ! انجام نمىدهند ، بمير ! مىميرند ، زنده شو ! زنده مىشوند ، ترا به بهشت مىبرم ! ميروند ، ترا نمىبرم ! نمىروند ؛ و خلاصه پا از دائره اطاعت فراتر نهاده ذات خود را مندكّ و فانى در ذات پروردگار نمودهاند ، و طبق فرمايش و كلام مولى أميرالمؤمنين على عليهالسّلام :
إنّ قَومًا عَبَدوا اللهَ رَغبةً فتِلكَ عِبادةُ التُّجّارِ ؛ و إنَّ قومًا عَبَدوا اللهَ رَهبةً فتِلكَ عبادةُ العَبيدِ ؛ و إنّ قَومًا عَبدوا اللهَ شُكرًا فتِلكَ عِبادةُ الأحرار . [ 1 ]
« گروهى خدا را به اميد پاداش و بهشت و نعمات او پرستش مىنمايند ، اين عبادت عبادت تجّار و اهل معامله است ؛ و قومى خدا را بواسطه ترس از آتش و وقوع در عذاب عبادت مىكنند ، اين عبادت بندگان و غلامان است كه از ترس تازيانه و قهر صاحب خود تن به اطاعت و انقياد مىدهند ؛ و دسته سوّم افرادى هستند كه عبادتشان فقط به جهت شكر از رحمت حقّ و عنايت حقّ و اهليّت براى عبادت است ، اين عبادت آزادگان است . »
اين عبارت نظير عبارت ديگر آن حضرت است كه مىفرمايد :
إلَهى ما عَبَدتُك خَوفًا من نارِكَ و لا طَمعًا إلى جَنَّتِكَ ، بَل وجَدتُكَ أهلًا للعِبادةِ فعَبَدْتُك . [ 2 ]
هامش
[ 1 ] - نهج البلاغة ، شرح محمّد عبده ، حكمت 236 ، ج 4 ، ص 53
[ 2 ] - « تفسير الصّافى » چاپ افست سنگى ، ص 357 ؛ و در چاپ حروفى ، ج 3 ، ص 353 با اختلاف كمى به جاى « إلى » ، « فى » و به جاى « بل » ، « لكن » آمده است ؛ و در « بحارالأنوار » ج 41 ، ص 14 بدين صورت وارد شده است :
« و قال عليهالسّلام فى موضع آخر : إلهى ما عبدتُك خوفًا من عِقابك و لا طمعًا فى ثوابك ، و لكن وجدتك أهلًا للعبادةِ فعبدتك . »
و در « شرح ابن ميثم على المئة كلمة » ص 219 بدينگونه ذكر شده است :
« الثّانى قوله عليهالسّلام مُناجيًا لربّه : إلهى ما عبدتك خوفًا من عِقابك و لا رغبةً فى ثوابك و لكن وجدتك أهلًا للعبادة فعبدتك . »
و در « تفسير الميزان » ج 11 ، ص 174 ، و « عوالى اللئالى » ج 1 ، ص 404 ، حديث 63 ، و ج 2 ، ص 11 ، حديث 18 نيز مذكور است .