هوى و هوس هست يا خير . بنابراين كلّيهء مسائلى را كه به عنوان دستور و تكليف القاء مىكند منبعث از مشرب وحى و عالم امر است و هيچگونه شائبه كثرت و تنزّل در او راه ندارد . ديگر اوامر و نواهى او مخلوط و ممزوج از جهت و حيثيّت ربّى و نفسى نخواهد بود ؛ و مسلّم است كه در اين صورت فعل او حقّ و كلام او عين صدق و واقع ، و پندار او پندار و انديشه الهى و بدور از تلوّن به الوان عالم كثرات است . و اين فرد شايسته هدايت و دستگيرى و ارشاد و رهبرى بسوى عالم قدس مىباشد و بس .
نظير اين آيه و مشابه آن آيهاى است در سوره صافّات :
( وَ ما تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ * إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصين ) [ 1 ] .
در اين آيه نيز خداوند متعال با بيانى بسيار ظريف و دقيق حقيقت حال و كيفيّت افعال و اوضاع آنان ( مخلَصين ) را بيان مىكند .
جزاء و پاداش فقط بر عملى است كه از روى اخلاص سر زده باشد
شكّى نيست كه مسأله جزا و پاداش مترتّب بر عمل انسان در عالم دنيا مىباشد ، و عمل انسان بايد از روى اخلاص همراه با مراقبه و مجاهده و پا گذاردن بر روى احساسات و هواهاى نفسانى و تقرّب بسوى پروردگار باشد ، والّا مورد قبول حضرت حقّ واقع نگرديده و آن عمل به خود انسان برگشت خواهد نمود . و اين يك مسألهء طبيعى و فطرى است كه انسان در مقابل هر عمل خيرى از هر شخصى يك پاداش و اجر و مزدى قرار مىدهد تا عمل او مورد تحسين و تمجيد قرار گيرد و تصوّر نشود كه هيچ مزد و پاداشى بر آن مترتّب نخواهد شد . همينطور اعمال انسان در روز قيامت كه مورد ارزيابى و سنجش قرار گيرد ، آن دسته از افعال و كردار كه از روى اخلاص و حسن نيّت و جهت تقرّب بسوى پروردگار واقع شده مشخّص مىشود و خداى متعال به آن پاداش و
هامش
[ 1 ] - سوره الصّآفّات ( 37 ) آيه 39 و 40 : « جزاى شما فقط بر اعمال شما در اين دنيا مترتّباست مگر بندگان مخلَص پروردگار كه از دائره حساب و مؤاخذه خارجاند . »