الهى و مراقبه بر كردار و افكار به اتمّ مراتب مراقبه و انقياد است . در اين صورت است كه كمكم زمينههاى تعلّق نفس به دنيا و كثرات سست خواهد شد ، و آن رنگ و لعاب و جذّابيّت چشمگير زمينهها كمرنگ گرديده ، و آن عطش و وله براى نيل به هواهاى باطله و جاذبههاى دلفريب نفوس بشرى جاى خود را به بىميلى و انصراف و اشمئزاز و تنفرّ خواهد داد . و كمكم نفس بشر بواسطه حركت بسوى عالم قرب به مرتبهاى مىرسد كه وجود تعلّقى خود را نيز از دست خواهد داد ، و وجود او با وجود حضرت حقّ اندكاك پيدا مىنمايد ؛ و ديگر نفسى و ذاتى مستقلّ از ذات حضرت حقّ باقى نمىماند تا اينكه ميل به كثرات و عوالم موبقه و مهلكه در او پيدا بشود يا نشود .
در اينجاست كه ديگر شيطان با از دست دادن زمينه و بستر غوايت و ضلالت ، صلاى مصيبت و ماتم سر مىدهد و به سوگ اين شكست و عدم توفيق براى اضلال و گمراهى اين عبد صالح پروردگار مىنشيند و براى هميشه دست از او مىشويد و امر او را به خدا واگذار مىنمايد ، زيرا ديگر اميدى براى ورود خود در حريم او پيدا نمىنمايد ؛ چون در اينجا ديگر حريم او حريم الله و قلب او قلب الله و سرّ او سرّ الله گرديده است ، و او كه نمىتواند به حريم خداوند و سرّ او و ذات او دست اندازى كند و خدا را به ضلالت و غوايت بكشاند .
در اينجا متوجّه اين نكته مهمّ خواهيم شد كه چگونه هدايت و دستگيرى جايگاه خاصّ و مناسب و صحيح خود را مىيابد و خداى متعال انسان را به سوى اين رهبرى و تربيت و ارشاد سوق مىدهد ، و اين قانون را بر مبناى منطق و حكم عقل استوار مىسازد كه بايد هدايت توسّط فردى صورت گيرد كه از دستبرد شيطان بدور باشد و در تمام اعمال و كردار و گفتار و نيّاتش به مقدار سرسوزنى وسوسه و اغواء شيطان وجود نداشته باشد . و اين يك مطلب بسيار طبيعى و بديهى است ، زيرا اين فرد ديگر نفسى ندارد تا بگوئيم مطالب او از روى
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 62
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٦٢