داد : مادر كه خريدنى نيست . گفتند : ايرادى ندارد تو هم يك مبلغى را پيشنهاد كن تا كسى قدم پيش نگذارد و جلو نيايد ؛ حالا اين صاحب منزل يك مبلغى مطرح كرده است كه كسى نتواند قدمى پيش بگذارد و بخرد .
بنده عرض كردم بسيار خوب ! امّا شما هم هر وقت دوباره مرحوم آقا را در مكاشفه ديديد عرض كنيد : قبل از اينكه به مكاشفه ما بيائيد اوّل يك سرى به بنگاههاى معاملاتى بزنيد تا قيمت منزل دست شما بيايد ، آنگاه بگوئيد اين را بخر يا آن را بخر ! !
مكاشفات و خوابهاى غير حقيقى سهم بسزائى در فتنهء بعد از رحلت علّامه داشت
و از اينجا ديگر بازار مكاشفات دروغين و خوابهاى كذب و خلاف رونق گرفت ، و ايشان با بيانى گرم و جذّاب شروع كردند به تثبيت ولايت و خلافت باطنى و ظاهرى اخوى در مجالس و محافل ، و حقير نيز كه كذب مسأله و ادّعاى دروغ و تهمت و افتراء بر مرحوم آقا رضوان الله عليه چون آفتاب برايم روشن و آشكار بود شديداً با آن به مقابله و معارضه برخاستم .
روزى همين خانم براى توضيح پارهاى از مسائل به منزل حقير آمد و در ضمن صحبت يك مرتبه گفت : شما چرا راجع به فلان مطلب كه مىدانيد نظر مرحوم آقا بوده است مطلب را به خود آقا نسبت نمىدهيد و نمىگوئيد : مرحوم آقا يك همچنين مطلبى را گفتند ؟
من هر مطلبى را كه به نظرم صحيح مىآيد آن را به مرحوم آقا نسبت مىدهم و مىگويم : ايشان يك چنين مطلبى را در روز فلان و با اين خصوصيّات گفتند .
بنده كه از بيان اين مسأله بشدّت مضطرب شده بودم گفتم : منظور شما را نفهميدم ! يعنى شما مىگوئيد : هر چرندى به نظر ما آمد آن را به مرحوم آقا نسبت دهيم ؟ ! در اينصورت بايد گفت : و على الاسلام السّلام لو بُليَت الامّة براعٍ مثلَ هذا الجهّال و المجانين ؛ ديگر از اين حرفها نشنوم كه با شما جور ديگرى برخورد مىكنم ! و او هم وقتى ديد خيلى قضيّه خراب شد دم فرو بست و هيچ نگفت .