تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
به من افتاد ايستادند و فرمودند : آسيّد محمّد صادق ! من هر چه فكر مىكنم كسى را كه بتوانم به عنوان وصىّ و جانشين پس از خود معرّفى كنم نمىيابم . اين را گفتند و رفتند ! و عجيب اينست كه مرحوم والد اين مطلب را به شخص ايشان فرمودند ، زيرا مىدانستند پس از رحلت ايشان دقيقاً اين مطلب توسّط بعضى از فتنه‌گران در ميان تلامذه و رفقاى ايشان بر سر زبان خواهد افتاد ، و بدين وسيله مىخواستند ايشان را متوجّه مسائل و قضايائى سازند كه در شرف وقوع بوده است . و جالب توجّه اينكه در همان ايّام يك مكاشفه دروغين و قلّابى توسّط خانم . . . از مرحوم آقا نقل شد كه به اين خانم فرموده بودند : برو پيش سيّد محمّد صادق و به او بگو كه مسأله وصايت و جانشينى پس از مرا بپذيرد ! ولى او قبول نخواهد كرد ، امّا شما اصرار و الحاح كن كه ايشان بپذيرد . من مشاهده كردم كه ممكن است وسوسه و فتنه اين زن فتنه‌گر در نفس ايشان تأثير گذارد ، به ايشان گفتم : شما كه خود از مرحوم آقا شنيديد كه : من كسى را سراغ ندارم كه به او وصيّت كنم ! با اين مكاشفه چطور جور در مىآيد ؟ ! عجيب است ما تا به حال خيال مىكرديم اولياء الهى و عرفاى حقّ ، حيات و مماتشان يكى است و آنان بواسطه وصول و دسترسى به علم كلّى حقّ و مظهريّت اسماء و صفات الهى در حال حيات بر همه مصالح و مفاسد چه در گذشته و چه در آينده اشراف دارند ؛ حال مىبينيم خير ، مطلب اينطور نيست بلكه آنان ممكن است نسبت به خيلى از مسائل جاهل باشند و با رفتن به آن دنيا تازه پرده از جلوى چشمانشان كنار رفته باشد و بر خلاف نصّ صريح در زمان حيات مطلبى در مكاشفه و يا خواب به اين و آن القاء نمايند ، خيلى عجيب است ! و ما بايد نسبت به تمام مدركات و معلومات و حتّى شنيده‌هاى خود از اولياى الهى تشكيك كنيم ، زيرا آنان در زمان حيات خود اين مبانى و اين عقايد را به اين نحو