تعيين وصىّ ظاهر از ناحيه ولىّ خدا الزامى نمى باشد
البتّه ايننكته نبايد فراموش شود كه تعيين وصىّ ظاهر براى ولىّ خدا بهيچوجه ضرورت و الزامى ندارد . ولىّ خدا به مقتضاى اشراف كلّى و بصيرت بر شرائط زمان و اجتماع و ساير امورى كه حتّى ممكن است چه بسا از ديدگان ما مخفى باشد ، يا وصىّ ظاهر تعيين مىكند و يا نمىكند ؛ اين مسأله به خواست و ارادهء او تعلّق دارد ، چنانچه اصل اين نكته نيز در طول ازمنهء گذشته به ثبوت رسيده است . من باب مثال مرحوم آخوند ملّاحسينقلى همدانى وصىّ ظاهر تعيين نفرموده بودند ، و يا مرحوم شيخ محمّد بهارى و يا مرحوم حاج شيخ محمّد جواد انصارى همدانى و يا مانند مرحوم علّامه طباطبائى و بسيارى ديگر از اولياى الهى با وجود تصدّى مقام ارشاد و تربيت در دوران حيات خود اصلًا وصىّ ظاهر نداشتند .
برخى از سلسلههاى صوفيّه نظير نعمت اللهيّه معتقدند كه مسأله ولايت و تصدّى مقام تربيت و ارشاد بايد از طرف ولىّ قبل كتباً يا شفاهاً به ولىّ بعد تفويض گردد ، در غير اين صورت دستگيرى و تربيت او هيچ مجوّزى نداشته ، و مستند به يك اصل و حقيقت كه نفس ولىّ با استناد و ربط و تعلّق به آن حقيقت مُجاز و مأذون به تربيت و ارشاد است نخواهد بود ، و ارشاد او باطل و رجوع به يك چنين فردى لغو و بيهوده است .
اين مسأله صرفاً يك ادّعا و يك عقيده است ، و هيچ مدرك علمى و فنّى و دليلى بر اثباتش قائم نشده است . اينان مقام تعبّد و تنزيل را با مقام حقيقت و واقع و حيازت شرائط و لوازم هدايت و دستگيرى باطنى كه همان طلوع ولايت حقّ در نفس ولىّ خدا است اشتباه گرفتهاند . آنچه نياز به اجازه و دستور و اثبات دارد وصايت ظاهرى است نه ولايت باطنى و وصايت باطنى . وصايت باطنى مقام حقيقت و فعل است و با حيثيّت اعتباريّه و تنزيليّه كه در مقام اثبات يعنى تعيين وصىّ ظاهر است زمين تا آسمان تفاوت دارد . حجّيت رجوع به ولىّ باطن
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 504
مساهمون: السيد محمد محسن الطهراني
ص٥٠٤