تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
را ديده و خدمت و حضور با آن رادمرد الهى را تجربه كرده است و مىتواند براى من مفيد باشد به من امر فرمودند كه نزد ايشان بروم و از ايشان به آن مقدار كه خداوند مقرّر فرموده استفاده كنم . و من سرخود پيش آقاى قوچانى نرفتم و فقط و فقط به دستور استادم بوده است ، و در تمام مدّت اقامت در نجف نيز تحت نظر و دستور علّامه طباطبائى بودم ، تا اينكه به حضرت حدّاد رسيدم و در اينجا ديگر مطلب به صورت ديگرى درآمد !

رجوع به وصىّ ظاهر با بودن فرد اكمل جايز نمى باشد

بنابراين ما مشاهده مىكنيم كه تعيين وصايت نه از اين جهت است كه فرد مورد نظر أكمل و أعلى و أشرف از همهء شاگردان و تلامذهء سلوكى يك عارف كامل است ، بلكه عارف كامل و استاد و اصل بنا به مصالحى يك فرد را رسماً وصىّ خود قرار مىدهد درحاليكه قطعاً و صد البتّه در ميان شاگردان او افرادى هستند كه تفاوت آنها با او بين مغرب و مشرق است ! و اينكه ما گفتيم : شخص براى اينكه سردرگم نشود و به هر فردى مراجعه نكند بايد پيش وصّى ظاهرى برود براى افراد عامى و مبتدى و غير مطّلع است ؛ و امّا براى افراد خبير و مطّلع مطلب نه تنها الزامى و اجبار نيست بلكه رجوع به وصىّ ظاهر با وجود شرائط مساعد و مناسب و سهل الوصول بودن فرد راجح عقلا و منطقاً و شرعاً اشكال دارد ، و اين مطلب كاملًا بديهى است . و آنقدر واضح است كه هر طفل دبستانى نيز مىفهمد . چنانچه اگر مرحوم والد با وجود علّامه طباطبائى به آقاى قوچانى مراجعه مىكردند به همه موازين عقلى و شرعى و عرفى پشت پا مىزده‌اند و كار ايشان هيچگونه توجيه منطقى نمىداشت . و واضح‌تر و بديهىتر اينكه خود شاگردان آن عارف نبايد به وصىّ ظاهر رجوع كنند ( اگر احساس مىكنند كه حدّ و مرتبه‌اش در حدّ افاده و افاضه نمىباشد ) چنانچه هيچيك از شاگردان مرحوم قاضى به آقاى قوچانى مراجعه نكردند ، و ايشان نيز آنانرا مكلّف و ملزم به پيروى و متابعت از خود ننمود . كدام