تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
مرحوم علّامهء طباطبائى رضوان الله عليه قرار داشتند و عباراتى را كه در مقام تعريف و تبيين شخصيّت سلوكى و عرفانى علّامهء طباطبائى از ايشان مىشنيديم قابل مقايسه با تعابير از مرحوم آقا شيخ عبّاس هاتف نبود . مثلًا دربارهء علّامه مىفرمودند : ايشان شخصيّتى است كه ملائكه بدون وضوء اسم ايشان را بر زبان جارى نمىكنند ؛ و يا در مقدّمهء كتاب « توحيد علمى و عينى » چنين نوشته‌اند :

تعابير مرحوم علّامه از استاد خويش علّامه طباطبائى در كتاب « توحيد علمى و عينى »

و امّا شرح حال و ترجمهءصاحب تذييلات و محاكمات استادنا الأكرم و مولانا الأعظم : حضرت آية الله العظمى حاج سيّد محمّد حسين طباطبائى تبريزى أفاض الله علينا من بركات نفسه به شرح قلم نيايد ، و خامه را توان آن نيست ، و فكر و انديشه را سعه و گسترش آن نه ، كه اطراف و جوانب مقامات علمى و فقهى و حكمى و عرفانى و روح بلند و خلق عظيم او را بررسى كند ، و كمربند منطق و گفتار هيچگاه نمىتواند آن نفس قدسيّه و انسان ملكوتى و روح مجرّد وى را در خود حصر كند .
هر چه گويم عشق را شرح و بيان * چو به عشق آيم خجل گردم از آن گرچه تفسير زبان روشنگر است * ليك عشق بىزبان روشن‌تر است چون قلم اندر نوشتن مىشتافت * چون به عشق آمد قلم بر خود شكافت چون سخن در وصف اين حالت رسيد * هم قلم بشكست و هم كاغذ دريد عقل در شرحش چو خر در گل بخفت * شرح عشق و عاشقى هم عشق گفت آفتاب آمد دليل آفتاب * گر دليلت بايد از وى رو متاب
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 498 | السيد محمد محسن الطهراني