تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
صحيحه مىباشند ، طبعاً با وصىّ باطن آشنائى پيدا مىكنند و از تعاليم وى مستفيض و كامياب مىگردند . بنابراين روى اين بيان استاد ظاهر و استاد باطن هر دو موجود است و هر كدام مقوّى و مؤيّد دگرى مىباشند و در پيشبرد شاگرد بسوى مقصد اصلى سهميّهء گرانى را بر عهدهء خود دارند . و در اين صورت حتماً بايد ميان استاد ظاهر با باطن مخالفتى اتّفاق نيفتد كه اختلاف دليل بر عدم صحّت طريق است - انتهى محصّل و مفاد فرمايش ايشان . [ 1 ] از اين عبارت بدست آمد كه ولىّ كامل و استاد باطن احتياج به اثبات ندارد ، بلكه او از باطن هدايت مىكند و طريق معرفت به او همان طريقى است كه قبلًا ذكر شد . و امّا استاد ظاهر كه رتبه ولايت را هنوز حائز نگشته است و تنها در مقام صلاح و تزكيه و تهذيب قرار دارد احتياج به تثبيت و امضاء از ناحيه عارف كامل دارد . زيرا ممكن است افراد مهذّب و در مقام تزكيه و اخلاص بسيار بوده باشند و انسان نداند صلاح در رجوع به كدام يك از آنها است و همهء آنها واجد شرائط دستگيرى ظاهرى و ارشاد ظاهرى باشند ، چنانچه در شاگردان مرحوم قاضى رضوان الله عليه مسأله فقط منحصر به آقاى شيخ عبّاس هاتف نبود ، بلكه بسيارى از بزرگان همچون علّامه طباطبائى و برادرشان و مرحوم آية الله شيخ محمّد تقى آملى و آقا شيخ غلامرضا مرندى و آية الله سيّد حسن اصفهانى و غيرهم كه هر كدام ستاره‌اى تابناك در آسمان معرفت و ارشاد بودند داراى مقام صلاح و قابليّت تربيت و تزكيه را واجد بودند . و امّا اگر انسان تشخيص دهد كه فردى از آنها قابليّت و شرائطش نسبت به ديگرى رجحان داشته قطعاً رجوع به وصىّ ظاهرى ديگر الزامى نخواهد بود . چنانچه مرحوم والد قدّس سرّه با وجودى كه نسبت به وصايت آية الله حاج شيخ عبّاس هاتف علم و اطّلاع داشتند اما مستقيماً تحت نظر
هامش
[ 1 ] - روح مجرّد ، ص 489 ، طبع جديد
اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 497 | السيد محمد محسن الطهراني