تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
شمايل معرّفى كند و الّا او يك مرد صوفى محض است كه براى اين اعمال ارزشى قائل نيست . روى اين اصل مرحوم قاضى به علوم ظاهريّه التفات داشت . و ديگر آنكه عالم درس خوانده را كسى نمىتواند گول زند و بفريبد . و امّا اگر اصل تعيين وصىّ در غير علماء دارج و رائج گردد چه بسا شياطينى ادّعاى معرفت كنند و خلقى را به خود بخوانند و مردم ساده‌لوح در دام آنها گرفتار آيند ، و ديگر با هيچ منطقى نتوان ايشان را به اشتباه و خطايشان واقف نمود . لهذا مرحوم قاضى از شاگردان خود آقاى حاج شيخ عبّاس را كه مردى عالم و بدون هواى نفس و رنج ديده و بلا كشيده بود اختيار فرمود . و ايشان آن ابّهت و مقام و مسند مرحوم استاد قاضى را به نحو كامل و اكمل حفظ كرده و مىكند . امّا وصىّ باطن آن كسى است كه در باطن خود به كمالات استاد مكمّل بوده باشد و داراى معرفت شهودى و قدرت رهبرى باطنى و سرّى باشد ، گرچه استاد وى را معرّفى نكرده باشد . زيرا كه خواهى نخواهى او از باطن بر نفوس سيطره دارد و شاگردان را به امر خدا هدايت مىنمايد و به راه و روش آنها نظر مىكند و مىرسد . وصىّ ظاهر از ظاهر ، عمل به مقتضاى وصايتش مىكند و وصىّ باطن از باطن كار مىكند . و چون اين دو با هم توأم شوند چه منافع بيشمارى عائد گردد و چه گلهائى از غنچه‌هاى بوستان توحيد بشكفد ! وصىّ ظاهر ، افراد طالب را قبول مىكند و وصىّ باطن آنها را سوا مىكند و انتخاب مىنمايد . فلهذا افرادى كه مدّتى در تحت تربيت وصىّ ظاهر قرار گرفتند اگر منافق از آب در آمدند وصىّ باطن از اوّل آنها را نمىپذيرد ، و بنابراين پس از مدّتى خود به خود دلسرد شده و برمىگردند يا خداى نخواسته سر از عناد بيرون مىآورند ؛ و شاگردان واقعى را از راه باطن هدايت مىكند . و البتّه در اين صورت چون آنها اهل طلب صادق و نيّت