تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
ايشان بردند ، و از همان لحظهء اوّل متوجّه اختلاف و تفاوت اين مرد با ساير از بزرگان از اهل معرفت و راه گشتند ، و به اختلاف فاحش و بين المشرقين مراتب اين رجل الهى با آنچه تا به حال از مشاهير عرفاء و اهل باطن مشاهده كرده بودند پى بردند . و آن حقيقتى را كه طىّ ساليان متمادى در خدمت اولياى الهى و راهيان كعبه مقصود ، همچون علّامهء طباطبائى رضوان الله عليه و آقا سيّد جمال الدّين موسوى گلپايگانى و مرحوم حاج شيخ محمّد جواد انصارى همدانى و مرحوم حاج شيخ عبّاس هاتف قوچانى و غيره بدنبال او مىگشتند در وجود حضرت حدّاد پيدا كردند و به مطلوب رسيدند . و در اينجا بود كه به آن آرامش و طمأنينه و سكونت خاطر كه دربدر بدنبالش به همه جا سر مىزدند و به همه كس چشم اميد مىدوختند دسترسى پيدا نمودند ، و بقول خودشان فرمودند : ديدم كه هر چه هست اينجاست .

كلام مرحوم علّامه از اوّلين برخورد با مرحوم حدّاد به نقل از « روح مجرد »

و اين نكته از كيفيّت تعبير ايشان از وصولشان به حضرت حدّاد كه در « روح مجرّد » آمده است به خوبى پيداست . چقدر مناسب حال من سرگشتهء خستهء رنج ديده بود در ساليان متمادى با وصول به اين كانون حيات و مركز عشق حضرت سرمدى ، اين غزل خواجه رضوان الله عليه :
هر چند پير و خسته دل و ناتوان شدم * هر گه كه ياد روى تو كردم جوان شدم شكر خدا كه هر چه طلب كردم از خدا * بر منتهاى مطلب خود كامران شدم در شاهراه دولت سرمد به تخت بخت * با جام مى به كام دل دوستان شدم اى گلبن جوان برِ دولت بخور كه من * در سايهء تو بلبل باغ جهان شدم