تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
فرمودند : هرطور كه ميل مبارك است . من نعلين را برداشتم و به ايشان گفتم : لطفاً پاى خود را دراز كنيد تا آن را پاى شما كنم . ايشان ابتدا پاى راست را دراز كردند و من نعل راست پاى ايشان كردم و سپس پاى چپ را دراز كردند و من قبل از اينكه آن را پاى ايشان كنم خم شدم و انگشتان پاى ايشان را جلوى آن افراد نادان بوسيدم ! تا به آنها بفهمانم حالا ديديد ميزان ارادت و مودّت مرا نسبت به اين مرد ؟ حال هر چه مىخواهيد بگوئيد بگوئيد ! امّا غافل از اينكه به مجرّدى كه اين عمل از من سر زد يك مرتبه ديدم حال ايشان متغيّر گشت و انقلابى در ايشان پديد آمد . و آنچنان از اين عمل من درهم پيچيدند و رنگشان سياه شد و حالشان بهم خورد و اوضاعشان واژگون شد و بهم ريخت كه من ترسيدم خداى ناكرده خطرى متوجّه ايشان بشود . و خلاصه حالتى من در ايشان ديدم كه گفتم : اى كاش هرگز اين كار را نمىكردم ! و همينطور ايشان در اين حالت بودند تا اينكه برخاستند و خداحافظى كردند و رفتند .

حالت عبوديّت در مرحوم علّامه مبدّل به ملكه گرديده بود

سپس ايشان فرمودند : من افراد زيادى ديده‌ام و اطوار گوناگونى مشاهده نموده‌ام ، اين حالت با ساير حالتها و اعمال ديگران تفاوت كلّى داشت . من تا به حال نديده بودم بزرگى هر چقدر داراى مقامات عاليه و درجات روحى و معنوى قوى باشد اين چنين كند كه ايشان كردند . و معلوم بود اين حال تصنّعى و ظاهرسازى نبود ، بلكه يك حقيقت بود و حكايت از يك حالت درونى و عبوديّت بود كه نمىتوانست يك همچون عملى را از شخص تحمّل كند . اين حالت در مرحوم والد قدّس سرّه حاكى از رسوخ و تثبيت جنبه عبوديّت و تبدّل مقام حال به دوام و ملكه است و ارتباطى به مسأله تواضع و فروتنى ندارد . و در مقابل افراد عديده‌اى نقل كرده‌اند كه ايشان دست اطفال و فرزندان آنها را مىبوسيدند ، و اين مسأله نه از روى خضوع و تواضع بود ، بلكه حال ايشان اين چنين اقتضائى را داشت ، و هيچ تغييرى و تبدّلى نيز پس از اين