تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار ملكوت (مقدمه شرح حديث عنوان بصرى از امام صادق ع) (فارسى) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
عمل در چهره و سيماى ايشان مشاهده نمىگرديد . حتّى روزى اهل بيت حقير اظهار مىداشت خدمت ايشان رسيدم و رفتم دست ايشان را بوسيدم ؛ ايشان فرمودند : حالا شما دستت را بده تا من ببوسم . من از اين كلام استيحاش نمودم و بشدّت إبا كردم و گفتم : مگر ممكن است كه اجازه دهم شما اين كار را بكنيد ؟ ! ايشان فرمودند : ابداً امكان ندارد بايد دست خود را بدهى ؛ و بالأخره خم شدند و دست مرا بوسيدند ! و هيچ تغييرى هم در چهره و وجنات ايشان ديده نشد ؛ گويا يك كار عادى و بسيار بسيط از ايشان سر زده است . اين مسأله براى افرادى كه تا حدودى در مسائل سلوك عملى و اخلاق عملى و تهذيب اطّلاع داشته باشند مراتب تثبيت و رسوخ ملكه عبوديّت را نشان مىدهد ، و از اين جا مىتوانند به رتبه و جهات درونى و نفسى افراد مطّلع شوند ، و به خصوصيّات مرتبه فعليّت و تحقّق و تمكين روح عارف در عالم بقاء پىببرند . و امّا اگر بخواهيم از اين نقطه نيز تجاوز كنيم و مقام عارف كامل را معيار و ملاك ديگرى تشخيص بدهيم ، بايد عرض كنم كه از اينجا به بعد ديگر در سعه و قدرت و فهم حتّى افراد مطّلع نيز ممكن است قرار نگيرد ؛ در اينجا ديگر شخص بايد خود از اهل خبره باشد و نظرش نسبت به مطالب صائب و در تشخيص و مقايسه و تطبيق محتاج بحث و گفتگو و مراقبه و مصاحبت نباشد ، بلكه با يك نظر بفهمد كه اين فرد در چه مرتبه‌اى است و با يك اشاره تشخيص دهد كه در چه افقى قرار دارد ، و اين ديگر كار هر كسى نيست و به علم و كتاب و دفتر و مدرسه حاصل نمىشود . چنانچه مرحوم والد رضوان الله عليه در سفرى كه از نجف به كربلا جهت زيارت حضرت سيّدالشّهداء عليه‌السّلام در نيمه ماه شعبان آمدند ، به مجرّد ملاقات و زيارت حضرت حدّاد قدّس الله نفسه پى به احوال و مراتب غير عادى